در خارج از کشور، روزنامه‌ها مقاله‌های افشاگرانه آتشینی می‌نوشتند و در داخل نیز گروه‌های مذهبی و غیرمذهبی و در اکثر موارد به رهبری علمای دینی به روش‌های گوناگون از سیاست‌های نابکارانه هیات‌های حاکمه پرده برمی‌داشتند. نخستین جنبش عمومی مردمی یعنی تحریم تنباکو، بر ضدناصرالدین‌شاه به رهبری روحانیان به راه افتاد که پایه‌های حکومت را سخت لرزاند و ناصرالدین شاه را وادار به عقب‌نشینی کرد. این جنبش حداقل دو نکته را معلوم داشت: یکی میزان نفوذ علمای روحانی در مردم و اهمیت آنان در جنبش و دیگری ایستادگی مردم در مقابل مستبدترین حاکمان. این حرکت سرآغازی شد برای جنبش‌های بعدی، مثل قیام بر ضدامین‌السلطان و عین‌الدوله در زمان مظفرالدین‌شاه.

روشنگران و نقادان اجتماعی که در سپیده دم سده بیستم/ چهاردهم هـ.ق راه مبارزان بعدی را روشن ساختند از لحاظ اندیشه و وابستگی طبقاتی و شیوه برخورد با حکومتگران مستبد عهد ناصری بسیار متفاوت بودند. کلا می‌توان گفت که سه گروه عمده در این جنبش موثر بودند: روحانیون و روشنفکران (با دیدگاه‌ها و ایدئولوژی‌های متفاوت) و تجار. دستگاه حکومتی ناصرالدین‌شاه چنان فاسد شده بود که کمتر گروهی را می‌شد سراغ داشت که دل پری از آن دستگاه حکومتی نداشته باشد. بسیاری از متنفذان آن روزگار چندان توافقی با سیاست‌های وی نداشتند. ناصرالدین‌شاه می‌کوشید برای سرپوش گذاشتن روی اعمال خویش گروهی از روشنفکران را جذب کند و گاهی به اصلاحی تن دهد، ولی سرانجام به ضرب گلوله میرزا رضا کرمانی یکی از هواداران سیدجمال‌الدین اسدآبادی از پای درآمد.

منبع: اقبال قاسمی‌پویا، مدارس جدید در دوره قاجاریه بانیان و پیشروان، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۷.