همه این افراد شاخصی که روزی طرفدار مصدق بودند، اکنون دچار اختلاف و تفرقه شده و طرفداران آنها نیز در این میان به‌دنبال رهبران خود بودند و در نتیجه دیگر آن همبستگی آغاز راه وجود نداشت. در آغاز مبارزه دولت مصدق برای ملی‌شدن صنعت نفت در تظاهرات‌ها اعضای حزب زحمتکشان، نیروی سوم خلیل ملکی و افرادی که کاشانی بسیج می‌کرد، به میدان می‌آمدند؛ اما پس از بروز اختلافات این جمعیت ازهم‌گسیخته و دچار اختلاف شد. بنابراین نمی‌شد بر این روال حساب کرد که در بزنگاه‌های حساس بتوان جمعیت موثری را به خیابان آورد تا از مصدق حمایت کنند.

یکی از مباحث بسیار جالب و ناشناخته در تاریخ معاصر ایران، نقشی است که گروه‌های لمپن ایفا می‌کنند؛ لمپن‌هایی که از کودتای محمدعلی‌شاه حضور داشتند و در کودتای ٢٨مرداد نیز نقش پررنگی به عهده دارند. خیلی دوست داشتم درباره نقش و حضور این گروه بیشتر کار کنم؛ اما منابع و اسناد بسیار اندک است. همچنین باید بایگانی شهربانی و کلانتری‌ها آزاد شود تا بتوان به جزئیات بیشتری درباره آنها دست یافت. این گروه‌ها به‌گونه‌ای بده‌بستان با شهربانی داشتند و از آنها برای حضور موثر در مانورها و آشوب‌های خیابانی استفاده می‌شد. اگر خاطرات شعبان بی‌مخ را مطالعه کرده باشید، می‌گوید وقتی در روز کودتا خواستند مرا به زندان دیگری منتقل کنند، دیدم سربازها رفتند و وقتی دیدم سربازی نیست، من هم رفتم. او در جایی دیگر یادآور می‌شود تیمسار علوی‌مقدم به من گفت چند روزی به یک شهر دیگر برو، وقتی سروصدا خوابید، برگرد. یکی از نمایندگان مجلس نیز افشا می‌کند شهربانی در ماه مبلغی به اوباش می‌دهد. نمایندگان، نوع تبادل و تعامل شهربانی با اوباش را از چشم مصدق می‌بینند؛ درحالی‌که مصدق تا پیش از حضور افشارطوس اصلا در شهربانی نفوذی نداشت.

- به نقل از یک گفت‌وگو با دکتر سهراب یزدانی، مورخ و استاد دانشگاه