جهانگیر آموزگار استدلال شاه در انتصاب برادرش به مقام نخست‌وزیری را این چنین آورده است: «در زمانی که هم نگران سیاست خارجی و هم نگران سیاست داخلی بودم، آقای آموزگار را به نخست‌وزیری خویش منصوب کردم، انتصاب شخصی در راس دولت که در محافل بین‌المللی شناخته شده باشد... و هم تحصیلاتش را در آمریکا به پایان برده و در آنجا دوستان خوبی پیدا کرده بود... و به صداقتش باور داشتند، و به‌اضافه دبیر کل حزب رستاخیز هم بود و می‌توانست به پشتیبانی این تشکیلات دلگرم باشد.» تدوین و تصویب نخستین قانون کار کشور، لوایح قوانین امور استخدامی، تلاش در جهت تثبیت قیمت نفت ایران و تزریق درآمدهای حاصل از فروش نفت به ارکان و زیرساخت‌های اقتصادی کشور، به‌خصوص اقتصاد کشاورزی ایران از جمله اقدامات در دوره نخست‌وزیری او بود. آموزگار با شدت گرفتن موج اعتراضات مردمی در ۴شهریور ماه ۱۳۵۷ استعفا داد. در پی قبول استعفای آموزگار که شاه بعدها آن را یک خطای سیاسی اعلام کرد دولت شریف امامی در چهارم شهریور ۱۳۵۷، به نخست‌وزیری رسید، شعار «دولت آشتی ملی» شریف‌امامی با واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷رنگ باخت و این زنگ پایان حیات رژیم بود.