بخشی از کل زمین‌های کشور به نام زمین‌های شاهی شناخته می‌شد که عایدات آن به دربار و خانواده سلطنتی می‌رسید، بخش دیگر زمین‌های خالصه یا دولتی بودند و درآمد آن به خزانه دولت می‌رفت تا از محل آن مخارج کشور تامین شود، دسته سوم زمین‌ها، زمین‌های اربابی بود که در اختیار مالکان بزرگ قرار داشت و مردم به مثابه رعیت بر روی این زمین‌ها کار می‌کردند. نوع چهارمی که در مالکیت زمین در ایران می‌توان به آن اشاره کرد، زمین‌های وقفی بود که به‌دلایل گوناگون از جمله اعتقادات مذهبی یا جلوگیری از تعدیات دولتی وقف می‌شد و درآمدهای حاصل از آن به نهادهای مذهبی تعلق می‌گرفت.  مالکیت دهقانی یا خرده‌مالکی گونه‌ای دیگر از امر مالکیت در ایران بود که طی آن چون مالکیت زمین در اختیار دهقانان قرار داشت، می‌توانستند از عایدات آن بهره ببرند و تنها موظف بودند که به دولت مالیات پرداخت کنند. همین امر دهقانان را به دلیل نقش و جایگاهی که در ساختار کشاورزی ایران داشتند، در فشار بسیاری قرار می‌داد و موجب شده بود تا در فقر و تنگدستی روزگار بگذرانند. این وضعیت زمانی‌که با تاثیرپذیری ایران در بخش کشاورزی از تحولات جهانی همراه شد، روزگار خرده مالکان را در شرایطی به مراتب دشوارتر قرار داد.

به عبارت دیگر تحول کشاورزی از وضعیت معیشتی به کشاورزی تجاری موجب شد، کشت محصولاتی که در گذشته برای گذران زندگی کشاورزان کفایت می‌کرد متوقف شده و به جای آن محصولاتی کاشته شوند که امکان فروش در بازار جهانی داشتند. این امر برای مالکان خرد چندان مقرون به صرفه نبود و در نهایت منجر به ضرر بخش زیادی از این جمعیت و مهاجرت آنان شد.

این وضعیت اگرچه شورش‌ها و نارضایتی‌های دهقانی را در آستانه انقلاب مشروطه به همراه داشت، با این همه انقلاب مشروطه که بیشتر در شهرهای بزرگ دنبال شده بود، در ابتدا تعهدی جهت رسیدگی به خواسته‌های دهقانان نداشت و حتی این گروه را به‌رغم کثرت جمعیت، در زمره کسانی‌که حق انتخاب نماینده برای ورود به مجلس داشتند، نیاورده بود. تشکیل مجلس اما برای این جمعیت ملجأ و پناهی در مقابل حکام محلی فراهم آورد. از جمله فشارها و عریضه‌های متعدد آنان تا حدودی به اصلاح سیستم مالیاتی انجامید. به مرور آرمان‌های مشروطه از طریق فعالیت مطبوعات و انجمن‌های مشروطه‌خواه از یک‌سو و وقوع انقلاب در شوروی از سوی دیگر به آگاهی هرچه بیشتر دهقانان منجر شد و موجب نارضایتی و شورش آنها به‌ویژه در آذربایجان و گیلان شد. این شورش‌ها مجلس را که تنها نمایندگان زمین‌داران بزرگ در آن صاحب صدا بودند، محافظه‌کارتر کرد و بار دیگر زندگی دهقانان را در سختی معیشتی و سرکوب حکام محلی و دولت فروبرد.

*دانش‌آموخته تاریخ