یک ستون از میدان توپخانه وارد خیابان پستخانه شد و تمام آن راه را گرفت و به افرادی که در میدان بهارستان بودند ملحق شد، یک ستون انبوه از راه خیابان چراغ‌برق و چهارراه سرچشمه روانه شد و پس از آنکه در سر راه‌ها دسته‌های مسلح برای قطع آمد و شد مردم گذارد، خیابان جلوی مسجد سپهسالار را اشغال کرد.  نقشه فرماندهان باغشاه این بود که مجلس را غافلگیر کنند و تمام راهی که از اطراف شهر به مجلس منتهی می‌شد برای اینکه مردم نتوانند خود را به مجلس برسانند و آنان را یاری کنند، مجلس را در محاصره قرار دهند. همین که مشروطه‌خواهانی که در مجلس بودند و روسای مجاهدین که در مسجد جای داشتند متوجه وضعیت شدند بلافاصله سنگرها را اشغال کردند و با عده قلیل و وسایل ناچیزی که در اختیار داشتند، آماده کارزار شدند.  همینکه صدای توپ و تفنگ بلند شد مجاهدینی که دیوار غربی مجلس و سردر مسجد را سنگر کرده بودند با شلیک دسته جمعی آغاز جنگ کردند و با فریاد زنده‌باد مشروطیت، زنده‌باد آزادی، چنان حمله به مهاجمان کرده که عده زیادی از قزاق‌ها نقش بر زمین شدند و خون چون سیل در میدان بهارستان جاری شد.

برگرفته از کتاب «تاریخ انقلاب مشروطیت ایران» نوشته «دکتر مهدی ملک‌زاده»