هاینریش بروگشن، دیپلمات آلمانی که در اوایل دوره ناصری و به سال ۱۲۳۹ خورشیدی در تهران حضور داشت، در کتاب «سفری به دربار سلطان صاحبقران»، طبقات اجتماعی تهران را این‌گونه برمی‌شمرد: «روحانیون با بیشترین قدرت، کارمندان یا میرزاها، مستخدمین، سربازان، تجار، کسبه، لوطی‌ها و جاهلان محله‌ها.» همچنین ایجاد اختلاف طبقاتی در محلات و پدیداری محلات جدیدی مانند محلات خارجیان از دیگر نکاتی است که مورد اشاره این بازدیدکنندگان قرار دارد. با اینکه رشد مناطق شمالی شهر زیاد بود اما مناطق جنوبی و فقیرنشین نیز به‌تبع مناطق شمالی و نیازهای این محلات اعیانی رشدی قابل‌ملاحظه یافتند (ارنست اورسل، سیاح بلژیکی، ۱۲۶۱ خورشیدی). بنجامین روایاتی درباره محلات جدید شهر که اعیان و دولتمردان و فرنگی‌ها در باغچه‌های زیبا و خانه‌های خوب آن سکنا می‌گزینند ارائه می‌کند که آشکارا از خودآگاهی نسبت به طبقاتی شدن محلات خبر می‌دهد. در این میان فقدان حضور زنان در عرصه عمومی تهران از موارد دیگری است که موردتوجه سیاحان قرار دارد و بسیاری از سیاحان و دیپلمات‌ها از ندیدن صورت حتی یک زن در کوچه‌پس‌کوچه‌های تهران آن روز سخن می‌گویند (اورسل، یوشیدا).

از لحاظ تجاری به ‌رغم سرمایه‌گذاری‌های صورت‌گرفته توسط دولت چون کارخانه‌سازی‌های امیرکبیر، تهران در مقایسه با شهرهای مهمی چون تبریز، اصفهان، شیراز و... شهر تجاری مهمی محسوب نمی‌شد (اورسل). تهران به‌دلیل پشتیبانی دربار به یک شهر تجاری بدل شده بود و به واقع از شهرهای درجه دوم و سوم تجاری محسوب می‌شد (جیمز ابوت، کنسول انگلیس، ۱۲۲۰ خورشیدی). شاید همین نبود ظرفیت تجاری بالا در تهران و همچنین عدم موفقیت پروژه صنعتی کردن تهران، تجارت تهران را به یک تجارت غیرمولد بدل کرده بود. ماساهارو یوشیدا، سفیر ژاپن در دربار ناصرالدین‌شاه به سال ۱۲۵۹ خورشیدی با یادآوری این نکته که «خیلی از جنس‌هایی که در بازار تهران می‌فروختند نامرغوب بود»، درباره بازار تهران می‌نویسد: «به بازار تهران که برای خرید می‌رفتیم، قیمت را ده‌برابر می‌گفتند تا جای چانه باشد. ما که غریب بودیم باید مواظب می‌بودیم سرمان کلاه نرود... اگر از ظاهر کسی می‌فهمیدند مشتری است، ده‌نفری بر سرش می‌ریختند و می‌گفتند از ما بخرید.» البته شاید دلیل این کسادی بازار رونق مغازه‌هایی بود که در حاشیه خیابان‌های نوساخته برپا شده بودند.

- بخشی از یک مقاله به قلم جواد عرفانی