«.....آداب اجاره‌نشینی خود علم‌الاجتماع کاملی به‌حساب می‌آمد و هیچ مستاجری بدون اطلاع از آن زندگی در خانه‌های مردم برایش امکان‌پذیر نمی‌گردید. وقتی مرد همسایه داخل حیاط باشد، زن نباید به حیاط پا بگذارد و به شوهرش حالی نماید هر آینه با حیاط کاری دارد بدون سر و صدا و سرفه‌های ممتد و گفتن یاالله یاالله‌های بلند نباید از اطاق سر بیرون نماید، مضاف بر آنکه تا خود قبلا زن‌ها را از سر راه و چشم‌گیر او به‌دور نکرده اماکن مورد حاجت وی را مانند پاشیر و حوض و مستراح تخلیه و آماده نکرده باشد نباید هدایتش کند... زن همسایه به مرد همسایه نباید سلام و گفت و شنید کرده یا در به روی مرد همسایه باز نماید و در حضور شوهران آنها به اطاق‌های آنها پا بگذارد و در وقتی که شوهر خود او نیز در خانه می‌باشد نباید همسایه را از وجود او بی‌خبر بگذارد تا بی‌حجاب و بی‌حفاظ ظاهر گردیده بانگ و آوا و صدای خود را به گوش نامحرم برسانند.

وقتی شوهر زنی در خانه ‌باشد نباید در اطاق او باز و پرده‌هایش بالا زده بوده صدای خنده و شوخی آنها از چهاردیواری اطاقشان به خارج نفوذ داشته باشد که مخصوصا اگر اطاقش مجاور اطاق همسایه دختردار و زن بی‌شوهر و زن شوهر به سفر رفته قرار گرفته باشد باید این قسمت را زیادتر رعایت نموده باشد. بچه مستاجر حرکات و جست و خیز و بازی‌های شدید نباید داشته مزاحم در و دیوار و گچ و آجر و درخت و غیره شده باشد و همچنین نباید بند آجرها را با میخ و سیخ و امثال آن خالی کرده روی نظامی‌های (موزائیک) فرش حیاط و کوله حوض هسته هلو و گردو و بادام و امثال آن مغز نموده سبب شکستگی و خرابی آنها گردیده سر و صدای بیجا و آواز و وحشی‌گری داشته باشد.  به‌علاوه آنکه چلم‌چلم (آب بینی) و آب دهان خود را زیر دست و پا نینداخته سر چاهک و پاشویه حوض قضای حاجت ننموده، بر روی زمین خطوط بازی نکشیده پاپیچی و گرفتاری و بستگی برای اهل خانه به‌وجود نیاورده، سوت بلبلی و امثال آن نباید بلد بوده، بلند کرده خانه را لانه شیاطین نماید.

دیگر آنکه با بچه‌های مستاجرینی که از آنها زیادتر کرایه می‌دهند همبازی نباید بشود و مخصوصا با بچه‌های صاحبخانه باید به چشم دیگر نگاه کرده خود را هم‌سر و هم‌قدر آنها ننماید و احیانا اگر آنها خود به بازی دعوتش نمودند رعایت حال آنها را داشته باشد که صدمه نرسانیده با آنها مشاجره و منازعه نکرده به رویشان نایستاده روی حرف و عقیده‌شان حرف و عقیده اظهار نکرده و از کوچک‌تر از آنها هم اگر کتکی می‌خورد به رویشان دست بلند نکرده تظلمی نداشته باشد. خرید کوچه و نظافت جاروی زن صاحبخانه با مستاجرینی می‌باشد که می‌باید به نوبت و بدون نوبت به انجام رسانیده همچنین جاروی حیاط و شستن پاشویه حوض و چاهک و چوب زدن سوراخ مستراح وظیفه همسایه‌ها بوده که در روز نوبت قبل از هر کار باید به انجام برسانند و ایضا کشیدن و انداختن آب حوض و آب‌انبار و گرفتن آشغال و چربی و کثافت از روی حوض و خرج لجن‌کشی آب‌انبار و حوض و حوضچه راه آب و پول میراب و کار برف‌روبی زمستان و آب‌پاشی تابستان به عهده آنها است که باید خرج و زحمت آنها را تقسیم کرده با هم کنار بیایند.

صاحبخانه علاوه بر حق مالکیت که در جهت جزء و کل رفتار خود در خانه مختار است، بزرگ‌تر خانه نیز محسوب می‌گردد که امر و نهی مداخله در کارهای مستاجرین از حقوق مسلمه او به‌حساب می‌آید که هیچ‌کس بر روی دخالت‌های او حق لا و نعم نمی‌تواند داشته باشد، تا جایی که فحش ورد او را مستاجر باید گل کرده به سر بگذارد که مخصوصا جلب رضایت زن صاحبخانه از‌ امور واجبه هر مستاجر است که با کوچکی کردن‌ها و حرف‌شنوایی‌ها و انجام خدمت‌های به او این ارادت را به ثبوت برساند. دیگر مرد مستاجر هرگز اوقات روز نباید مانده باشد و شب دیرتر از ساعت مقرر به خانه نباید پا بگذارد و سربه‌زیری و چشم‌پاکی را نباید از نظر دور داشته باشد. مستاجر چه نمازخوان و چه نمازنخوان صبح و ظهر و شب وضو و نمازش از انظار دیگران نباید پنهان مانده باشد و روزهای ماه رمضانش نباید بدون عذر شرعی باطل‌شده باشد و رعایت طهارت و تقوا را بیش از هر چه دقت نماید که زبان بستگی و شتر دیدی ندیدی در کار اهل خانه و‌ سازش با دیگران باید سرلوحه تعلیماتش قرار گرفته باشد و...»

جعفر شهری، شکر تلخ، چاپ روز، تهران، به نقل از تاریخ‌پژوهی.