بازرگانان و پیشه‌وران نخستین گروه از قاچاقچیان بودند که در فرصت مناسب و برای فرار از پرداخت گمرک به قاچاق کالا روی آوردند. دومین گروه که به قاچاق مبادرت می‌ورزیدند، افرادی در پوشش زوار عتبات بودند. «صادرات پنهانی» از سوی آنها به اماکن متبرکه عراق و از آنجا به ایران از مشکلات گریبانگیر دولت بود. آنها با استفاده از پوشش « زائر»، به وزارت دارایی درباره ضبط اموالشان شکایت می‌کردند. گروه سوم قاچاقچیان عشایر و رعایای مرزی چون کردهای پشتکوه و عرب‌های خوزستان، عشایر سرحدات قصرشیرین بودند که در مواقع ناامنی ورود کالای قاچاق و انتقال گندم و قالی به مرز عراق را بر عهده داشتند. گروه بعدی قاچاقچیان کاسبان خرده‌پا بودند که برای کسب سود هرچند بسیار کم به قاچاق روی می‌آوردند. گروه دیگر دله‌قاچاقچیان یا مردمان فقیر و بی‌بضاعت و کسبه بی‌سرمایه بودند. آنها زمستان‌ها که کار در نقاط دیگر راکد بود، به قصرشیرین می‌آمدند و چند روزی از طریق کارگری، گدایی، یا دست‌فروشی مبلغ ۳ الی ۴ تومان به‌دست می‌آوردند و به خانقین یا دهات اطراف می‌رفتند تا با آن پول معامله کنند و در پایان زمستان دوباره از همان مسیر بازمی‌گشتند.

در صورت دستگیرشدن نیز اعلام می‌کردند که این کالاها متعلق به خودشان است و با توجه به این که میزان کالاها بسیار کم بود و ماموران گمرک مدارکی برای دستگیری آنان نداشتند، قرار منع تعقیب صادر می‌شد. گروه دیگر از دله‌قاچاقچیان کودکان نابالغ بودند که قانونی برای تعقیب آنان صادر نشده بود و با سرمایه ۵ قرانی که از گدایی به‌دست می‌آوردند، برای قاچاق به قره‌‌تو و فراسوی مرز می‌رفتند. زنان بی‌بضاعت و بی‌سرپرست نیز برای امرار معاش به قاچاق روی می‌آوردند. طبق گزارش رئیس گمرکات قصرشیرین، ازدیاد مستحفظان سرحدی و سختگیری برای رعایت قوانین یگانه راه جلوگیری از فعالیت‌دله قاچاقچیان بود، اما آنها با وجود محکوم شدن و پس از پایان حبس نیز به کار خود ادامه می‌دادند. گروه دیگر قاچاقچیان ماموران پست‌های امنیه و مستحفظان سرحدی بودند که در برخی موارد اقوامی در آن سوی مرز داشتند و به علت مشکلات مالی یا رعایت نکردن قوانین از قاچاق سود می‌بردند.

منبع: صفورا برومند، زهرا شریف‌کاظمی، «بررسی عملکرد دولت درباره قاچاق گندم در مرز ایران و عراق (۱۳۲۱-۱۳۰۴)، پژوهشنامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی، ۱۳۹۵.