نهضتی که نظام‌الملک با ساختن نظامیه‌های متعدد به‌وجود آورد، به‌زودی و با سرعتی شگفت‌آور در سراسر شهرهای ایران و بسیاری دیگر از شهرهای کشورهای اسلامی دنبال شد؛ به‌طوری که درسده‌های پنجم و ششم هیچ شهری نبود که در آن مدارس نظامیه وجود نداشته باشد؛ چه کوچک و چه بزرگ. امرا و حاکمان نیز به پیروی از وی یا برای نشان دادن علاقه خود به علم، به‌احداث مراکز تعلیم در شهرهای خود همت گماشتند. در این مدارس درس‌های فقه، حدیث، تفسیر، علوم ادبی، ریاضیات، طب و حکمت تدریس می‌شد. همچنین کلیه مدارس کتابخانه‌های معتبر داشتند. در این مدارس هر دانشجویی حجره‌ای خاص خود داشت و مقرری ماهانه می‌گرفت. خوراک و خوابگاه نیز برعهده مدرسه بود.

او در کتاب سیاست‌نامه آورده است: «وزیر نیک، پادشاه را نیکوسیرت و نیکونام گرداند و هر پادشاهی که او بزرگ شده است و بر جهانیان فرمان داده است، نام او تا به قیامت به نیکی می‌برند». خواجه همچنین دوشغله بودن رجال را مذمت می‌کند و می‌نویسد: «پادشاهان بیدار و وزیران هوشیار به همه روزگار هرگز دو شغل، یک مرد را نفرموده‌اند و یک شغل، دو مرد را.... از بهر آن را که چون دو شغل یک مرد را فرمایند، همیشه از این دو شغل یکی بر خلل باشد و با تقصیر [= دچار سستی و کوتاهی]»؛ و چون نیک نگاه کنی، هر آن کس که او دو شغل دارد، همواره هر دو شغل بر خلل باشد و او مقصر و ملامت‌ زده؛ و فرماینده [= کارفرما، مقام مافوق] متشکی [= گله‌مند] و رنجور دل....

و هر آن گاه که وزیر بی‌کفایت باشد و پادشاه غافل، نشانش آن باشد که یک عامل [= کارگزار دولت، والی، حاکم] را از دیوان، دو عمل [= شغل و منصب] فرمایند یا سه و پنج و هفت و امروز مردم [= شخص، فرد] هست که بی‌هیچ کفایتی که در او هست [=باشد]، ده عمل دارد و اگر شغلی دیگر پدیدار آید هم بر خویشتن زند و اگر سیمش بذل باید کرد، بذل کند و بدو دهند [یعنی اگر شغل تازه‌ای هم پیدا شود، باز طمع دارد که آن را هم نصیب خود کند و در این راه پول خرج می‌کند تا آن مقام هم را به او بدهند] و اندیشه‌ آن نکنند که «این مرد اهل این شغل هست یا نه، کفایتی دارد یا نه، در دبیری و تصرف و معاملت راهی برد یا نه و چندین شغل که در خویشتن پذیرفته است به سر تواند برد یا نه؟» و باز مردان کافی [= با کفایت] و شایسته و جلد [= زرنگ، چالاک] و معتمد و کارها‌ کرده[با تجربه]، محروم گذاشته‌اند.»