او در دهه ۱۹۵۰ در مصر به قدرت رسید و نقشی مهم در حیات سیاسی و اقتصادی مردم این کشور بازی کرد. وی مشکلات جهان عرب را نتیجه مداخله نیروهای استعمار و در صدر آنها انگلستان و نیز روحیه سازشکارانه مقامات عربی و وجود نفاق میان آنان و ادامه نظام ارباب و رعیتی و ناآگاهی و عقب‌ماندگی عمومی مردم منطقه می‌دانست و با ارائه یک ایدئولوژی که ترکیبی از سوسیالیسم معتدل و وفاداری ملی و وحدت عربی بود به سلطنت و نفوذ انگلستان در مصر پایان داد، آبراه سوئز و بسیاری از موسسات مصر را ملی کرد و مالکیت اراضی کشاورزی را محدود ساخت، با سوریه جمهوری متحد عرب را به وجود آورد، به پیروزی کودتای ضد سلطنت در عراق کمک کرد، به مبارزه بی امان با نظام موروثی در یمن ادامه داد، سد اسوان را در مصر بدون کمک غرب ساخت. «تحیه کاظم» همسر ایرانی تبار جمال عبدالناصر در کتاب خاطراتش به توصیف زندگی با او پرداخته است.

این کتاب چند سال پیش منتشر شد. «تحیه کاظم» که در سال ۱۹۴۴ با جمال عبدالناصر ازدواج کرده در این کتاب بیان می‌کند که نوشتن خاطراتش را پس از سفر عبدالناصر به سوریه در سال ۱۹۵۹ آغاز، اما پس از سه سال آن را متوقف کرده است.  وی می‌گوید که پس از فوت عبدالناصر و در سومین سالگرد او در سال ۱۹۷۳ فرزندم عبدالحکیم اصرار کرد که خاطرات او را بنویسم؛ چراکه او می‌خواست همه چیز را درباره پدرش بداند.   وی در بخش دیگری از این کتاب می‌نویسد: عبدالناصر از چیزهای لوکس و تشریفاتی خوشش نمی‌آمد و بعد از مرگش جز یک اتومبیل «اوستن» که در سال ۱۹۴۹ خریده بود، چیزی نداشت.  «تحیه کاظم» که پدرش ایرانی‌تبار بود در سال ۱۹۴۴ از طریق یک تاجر فرش با جمال عبدالناصر آشنا شد و ۵ فرزند از رهبر مصر داشت.