وی از اقتصاددانان پیرو کنیز به‌حساب می‌آید و به این ترتیب در زمینه نقش دولت در اقتصاد وی معتقد بود که «یک دولت بزرگ با استفاده از ابزارهایی نظیر مالیات‌ها، مقرری‌های بیکاری، پرداخت‌های رفاهی و کمک به بخش‌های مختلفی مانند کشاورزی در زمان رکود می‌تواند به ثبات اقتصادی کمک کند. همچنین در بحث راجع به بار مالیاتی ایالات‌متحده، ساموئلسون ادعا کرده است که «می‌توان مالیات‌های بالاتر را یک محصول جانبی پیشرفت اجتماعی و اقتصادی دانست.» به این ترتیب وی از حامیان دولت رفاه به‌منظور کنترل و کاهش فقر بود. جایزه نوبل در سال ۱۹۷۰ به‌دلیل مطالعات با ارزشی که موجب گسترش نظریه اقتصادی ایستا و پویا و بهبود سطوح تحلیلی علم اقتصاد شد، به وی اعطا شد.