وجود این برج‌ها نشانه آن بود که به اصفهان نزدیک شده‌ایم و در حقیقت اصفهان را با همین برج‌های کبوتر می‌توان از چند فرسخی تشخیص داد. برج‌های کبوتر مدور و استوانه‌ای شکل بود و قطر آنها حدودا به ۱۰ متر می‌رسید و از دور شبیه برج آسیاهای بادی هلند به‌نظر می‌رسند. (البته بدون پروانه‌های آسیا) اطراف این برج با آجرهای قرمز و کرم رنگ تزئین شده و طبقه اول برج مرتفع‌تر از دیگر طبقات آن است. طبقه اول دارای یک تراس دور تا دور است و روی طبقه اول، طبقه دوم و سوم قرار دارد که ارتفاع آنها کم است. آجرهای بدنه طبقه دوم و سوم طوری کار گذاشته شده‌اند که میان هر دو آجر یک فضای خالی وجود دارد که از آنها کبوترها می‌توانند به برج‌ها وارد یا خارج شوند. در بدنه طبقه اول هم شکاف‌ها و سوراخ‌هایی به همین منظور درست کرده‌اند و خود برج هم در کوتاهی به طرف خارج دارد که انسان می‌تواند از آن وارد برج شود. این برج‌ها به منظور جمع کردن فضولات کبوترها و مصرف آنها به‌عنوان کود ساخته شده‌اند و ساختمان‌های آنها از خانه‌های بیشتر روستاهای ایران که در آن روستائیان زندگی می‌کنند بهتر است. هزاران کبوتر در هر برج به‌سر می‌برند و اصفهانی‌ها، فضولات آنها را در مزارع خربزه خود مصرف می‌کنند. فاصله هر برج کبوتر از برج دیگر در حدود چند صد متر است و نظیر این برج‌ها را جز در اطراف اصفهان، در هیچ نقطه دیگری از ایران نمی‌توان یافت.»

منبع: سفرنامه یوشیدا ماساهارو، ترجمه دکتر هاشم رجب‌زاده، انتشارات آستان قدس رضوی، ۱۳۷۳.