به‌دنبال تظلم‌خواهی گروهی از درشکه‌چی‌ها در تهران، ماده واحده‌ای در جلسه ۲۱۹ مجلس ششم ارائه شد که مقرر می‌داشت «اتومبیل‌های بزرگ کرایه فقط در خارج شهر حق حمل مسافر داشته و در شهر ممنوع خواهند بود.» ملک‌الشعرای بهار به‌عنوان موافق این ماده، اشاره کرد که استفاده از اتومبیل گران است و به صرفه نیست. کیفیت جاده‌ها پایین و هزینه سوخت و تعمیر اتومبیل‌ها زیاد است بنابراین باید به استفاده از درشکه ادامه داد، افزون بر این با تصویب ورود اتومبیل کرایه به شهر، مشاغل دیگری، از جمله آهنگری، نعل‌بندی، سراجی و... نیز که در ارتباط کاری با اصناف درشکه‌چی و مکاری قرار داشتند و شامل حدود پنج، شش هزار نفر می‌شوند، رها شده و معیشت آنها در خطر جدی قرار خواهد گرفت. در نهایت این ماده واحده تصویب نشد.

در برخی عرایض شکایت از مالیات صنفی از سوی مشاغلی است که ورود اتومبیل امنیت شغلی آنها را مورد تهدید قرار داده بود؛ مانند درشکه‌داران که عریضه خود را به شاه و سایر مراجع مانند مجلس نیز ارسال کرده‌اند، آنان ضمن تشریح شرایط نامساعد صنف و گلایه از توجه به اتومبیل‌داران اشاره می‌کردند از اصنافی چون آهنگر، نعل‌بند، سراج و پالان‌دوز که با سیستم حمل‌ونقل کهن ارتباط مستقیم شغلی داشتند، با تهدید شغلی جدی واقع شده‌اند. در این عرایض اصناف با توصیف اوضاع بحرانی شغلی خود تاکید دارند که از تادیه مالیات صنفی خود عاجز شده‌اند. در عریضه صنف شال‌باف کرمانی اعتراض به ناتوانی از پرداخت مالیات با توجه به درآمد پایین ناشی از ورود تکنولوژی‌های جدید بافت پارچه و از رونق افتادن تدریجی دستگاه‌های سنتی شال‌بافی قابل توجه است.

منبع: زهره شیرین‌بخش، «رابطه مالیاتی دولت و اصناف»، تحقیقات تاریخ اجتماعی، ۱۳۹۶.