این سند را با عنوان «برنامه ملی گردشگری» می‌شناسند و مبنایی است برای تحقق هدف‌های مطرح شده در اسناد بالادستی چون چشم‌انداز ۱۴۰۴ و بند الف ماده ۱۰۰ قانون برنامه ششم. این سند می‌تواند به‌عنوان یک سند مدون با ظاهری راهبردی مورد بررسی و نقد قرار گیرد. مساله این نوشته این است که چشم‌انداز این برنامه ملی چگونه است؟ و از آن چه می‌توان فهمید. از آن جهت که چشم‌انداز نشان‌دهنده آینده آرمانی و مطلوب است، نقدی به آن می‌تواند نقد به آینده‌نگری این سند به حساب‌ آید. متن چشم‌انداز، در نگاه اول تنها هدف روشنی که مدنظر دارد، برتر شدن صنعت گردشگری ایران در منطقه است. این یعنی مساله گردشگری ایران را ناتوانی در رقابت‌پذیری یا عدم تفوق در بازارهای منطقه دانسته است و آرزوی مطلوب خود را دستیابی به این مهم می‌داند. اما مساله گردشگری ایران چیست که برنامه توسعه راهبردی آن به برتری در منطقه تاکید کرده است؟ به‌نظر می‌رسد، یکی از کلیدی‌ترین موضوعات گردشگری ایران، نبود زبان مشترک بین ذی‌نفعان مستقیم و غیرمستقیم گردشگری است. یعنی تبیین صحیح مفهوم گردشگری، در بین ذی‌نفعان کلیدی همچنان صورت نگرفته است و اختلاف‌نظرهای اساسی بین آنها وجود دارد. اینکه «گردشگری ایران چیست و چه انتظاراتی از آن می‌رود» باید طرح و حل شود تا نحوه به‌کارگیری و بازار رقابت آن مورد بررسی توجه قرار گیرد. تا زمانی که مقوله فرهنگی و ارزش‌آفرین گردشگری آن‌گونه که باید مورد توافق و بازتعریف قرار نگیرد، اقدامات اقتصادی و تجاری حول آن با خطر ناپایداری درونی همراه خواهد شد. بنابراین بومی‌سازی یا تبیین بومی مفهوم گردشگری ایران موضوعی است که همچنان در دستور کار قرار نگرفته و انتشار اسناد بالادست بدون توجه به این خلأ معنایی مفید نخواهد بود.

در نگاه دوم به چشم‌انداز، نامشخص بودن رویکرد سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان نسبت به کارکردهای گردشگری است. مشخص نیست که چه رویکرد توسعه‌ای (انبوه، اقتصادی، اجتماع‌محور، توسعه پایدار) مدنظر است. در متن به‌صورت صریح صحبت از رویکرد توسعه پایدار می‌شود اما با تاکید جنبه‌های برجسته‌تر اقتصادی و رقابتی(رویکردهای اقتصادی و انبوه) به‌دنبال کسب سود و درآمدزایی از آن است. اساسا اگر نگرش به گردشگری ایران، نگاهی اقتصادمحور و درآمدزا است (که به‌نظر این‌گونه است)، مطرح شدن توسعه پایدار به این شکل نوعی دوگانگی به همراه دارد. چرا تکیه بر توسعه پایدار عملا تکیه بر توسعه متوازن سه محور اقتصادی، اجتماعی و محیطی با یکدیگر است. 

از چشم‌انداز انتظار می‌رود، دارای خصوصیاتی باشد تا هویت مطلوبی به‌دست آورد. این خصوصیات عبارت است از: مبهم نبودن، روشنی، همسویی با فرهنگ، منطقی و واقع‌بینانه بودن و تا حد امکان کوتاه و به یادماندنی بودن. بررسی موشکافانه تحلیلی و محتوایی چشم‌انداز با توجه به شاخصه‌های مطلوبیت به شرح زیر است:

* متن چشم‌انداز مبهم است و مشخص نمی‌کند منظور از «ارزش حاکم» چیست. درحالی‌که می‌توانست با توجه دقیق و انتخاب مناسب کلمات این بخش را معنابخش و الهام‌بخش‌ترین قسمت متن کند. 

* اگر ادعای چشم‌انداز تاکید بر رویکرد توسعه پایدار است بنابراین تکلیف بسیاری از مواضع روشن است و نیازی به مطرح شدن «استفاده منطقی از میراث» نیست که نوعی زیاده‌گویی است. 

* ادعای مطرح شده در مورد «مشارکت‌پذیری بخش‌خصوصی» و «کشور برتر در منطقه»، واقع‌بینانه نیست. اگر قرار است چشم‌اندازی الهام‌بخش ارائه شود، باید به همان میزان با شرایط، وضعیت موجود نهادهای اجتماعی و مدیریتی کشور و مسیر آینده همخوانی داشته باشد. 

بنابراین به‌نظر می‌رسد، چشم‌انداز حاضر فاقد انسجام درونی و برخورداری از خصوصیات یک چشم‌انداز مطلوب است. شاید تا حدی از روشنی و همسویی با فرهنگ برخوردار باشد اما دارای ابهامات اساسی، غیرواقع‌بینانه و غیرماندگار است. فقدان جهت‌گیری نظری و انتخاب نکردن صحیح مساله اصلی گردشگری این چشم‌انداز را آینده‌ای محتمل ولی غیرکارآمد و غیرالهام‌بخش می‌نمایاند.

 

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند