خانه / مدیران / چرا داشتن فرآيند رسمی توسعه محصول لازم است؟
نوآوری ایرانی

روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 3472 تاریخ چاپ:1394/02/13 بازدید:1945بار کد خبر: DEN-877305
سيدکامران باقری مشاور مديريت نوآوری و مالکيت فکری بسياری از شرکت‌های توليدی ايرانی بر پايه واردات يا بازرگانی محصولات خارجی شکل گرفته و می‌گيرند.
 با توجه به ريسک و پيچيدگی کمتر واردات و بازرگانی محصولات خارجی، اين يک انتخاب طبيعی در محيط کسب‌وکار ايران به شمار می‌رود. اما برخی از اين شرکت‌ها، به تدريج توليد محصولات در ايران بر پايه دانش، فناوری و ماشين‌آلات خارجی را به صرفه‌ می‌بينند و عملا وارد کارزار توليد می‌شوند. اين تجربه باعث گشوده شدن جعبه سياه توليد برای آنها و ريختن ترس‌ اوليه از توليد می‌شود.
برخی شرکت‌های ايرانی پا را از اين فراتر می‌گذارند و توليد مستقل از شرکت‌های خارجی را تجربه می‌کنند. دو دليل رايج برای اين انتخاب، قطع رابطه با شرکت خارجی به دليل تحريم‌های تجاری بين‌المللی و عدم پرداخت حق ليسانس به شرکت خارجی بوده است. البته اين انتخاب هميشه صفر و يک نبوده است. يعنی برخی شرکت‌ها در کنار توليد تحت ليسانس يک شرکت خارجی، توليد مستقل محصول را هم می‌آزمايند. اگر چه اين محصولات مستقل، معمولا الگو گرفته از محصولات خارجی هستند، اما باعث پاگرفتن و رشد تدريجی توسعه محصول جديد در داخل اين شرکت‌ها می‌شوند. با اين وجود، تجربه نشان داده که فرآيند توسعه محصول جديد در بيشتر اين شرکت‌ها با دقت و شفافيت کامل تعريف نشده و حتی برخی از آنها نمی‌توانند فرآيند توسعه محصول خود را به خوبی توصيف کنند. منظور من از فرآيند توسعه محصول، مجموعه گام‌ها و فعاليت‌ها برای خلق، طراحی و تجاری‌سازی يک محصول جديد است. معمولا فرآيند توسعه محصول شامل اين مراحل است:
• برنامه‌ريزی
•  طراحی مفهومی
•  طراحی سيستمی
•  طراحی تفصيلی
•  ساخت نمونه اوليه
• تست و رفع ايراد و توليد آزمايشی.
خروجی اين فرآيند، محصولی است که به قصد فروش به بازار عرضه می‌شود. اما بيشتر گام‌های فرآيند توسعه محصول از جنس فکری و سازمانی هستند تا فيزيکی و اين يکی از دلايل مستند و شفاف نبودن اين فرآيند در برخی شرکت‌های ايرانی است. شرکت‌های توليدی ايرانی معمولا در مديريت فرآيندهای فيزيکی توليد، سابقه و عملکرد خوبی دارند. اما مديريت فرآيندهای غيرفيزيکی (همچون فرآيند توسعه محصول جديد) به توانمندی‌ها و شايستگی‌های متفاوت و البته پيچيده‌تری نياز دارد.
معمولا نمی‌توان از فرآيند توسعه محصول شرکت‌های خارجی اطلاعاتی به دست آورد. شيوه مديريت اين فرآيند جزو بخش‌های محرمانه شرکت‌های خارجی تلقی می‌شود. حتی اگر شرکتی حاضر شود که اطلاعات فرآيند توسعه محصول خود را با يک شرکت ايرانی در ميان بگذارد، باز هم مشکل حل نخواهد شد. زيرا اين فرآيند به معنای واقعی قابل کپی‌برداری نيست. فرآيند توسعه محصول در هر سازمانی رنگ و بوی آن سازمان را به خود می‌گيرد و با ديگر سازمان‌ها تا حدودی متفاوت است. به همين علت، تکيه بر علم مديريت نوآوری در تعريف و جاری‌سازی فرآيند توسعه محصول در هر شرکت‌ متناسب با شرايط کسب‌وکار آن شرکت اهميت فراوان می‌يابد.
اگر چه در اين نوشته مجال بيان شيوه تعريف فرآيند توسعه محصول در شرکت‌ها نيست، اما جا دارد بر اهميت تعريف رسمی فرآيند توسعه محصول در شرکت‌ها تاکيد کنم. از جمله مزايای تعريف دقيق و رسمی اين فرآيند می‌توانم به موارد زير اشاره کنم:
1- تضمين کيفيت:
فرآيند توسعه محصول مشخص می‌کند که يک پروژه توسعه‌ای در طول مسير بايد از کدام درگاه‌های کنترلی بگذرد. اگر مراحل و درگاه‌ها به درستی انتخاب شده باشند، پيروی از خود فرآيند توسعه محصول، روش خوبی برای اطمينان يافتن از کيفيت محصول نهايي است، بنابراين در غياب يک فرآيند رسمی با درگاه‌های مشخص کنترلی، احتمال بروز مشکلات کيفی طی فرآيند و دوباره و چندباره کاری‌ها افزايش ‌يابد. بدتر اينکه امکان ريشه‌يابی و تحليل دلايل اين مشکلات وجود نخواهد داشت. اين مشکلات هم به نوبه خود بر خطر شکست، زمانبری و هزينه‌های تمام‌شده محصول نهايي می‌افزايد. اين موارد هم از مهم‌ترين دلايل شکست محصول جديد در بازار به شمار می‌روند. بايد توجه داشت که يکی دو تجربه شکست در توسعه محصول جديد کافي است تا برخی شرکت‌های تازه‌کار در توسعه محصول مستقل به همان مسير توليد يا واردات محصولات خارجی بازگردند.  
2- هماهنگی بيشتر:
يکی از دلايل پيچيدگی فرآيند توسعه محصول، فراوظيفه‌ای و فرابخشی بودن آن است. تقريبا تمامی بخش‌های سازمان (از فروش و بازاريابی گرفته تا طراحی و مهندسی، از تدارکات گرفته تا خدمات پس از فروش، از توليد گرفته تا پژوهش و توسعه) در آن نقش فعال بازی می‌کنند. فرآيند توسعه محصول اگر به خوبی طراحی شود می‌تواند نقش يک سند راهنما در مورد وظيفه هرکدام از بازيگران و ذی‌نفعان توسعه محصول از بخش‌های مختلف درون و برون سازمانی را بازی کند. اين سند برای اعضای تيم توسعه مشخص می‌کند که کمک هريک از آنها چه زمانی مورد نياز است و بايد اطلاعات خود را با چه کسانی در ميان گذاشته يا تبادل کنند. وجود چنين سند راهنمايي می‌تواند از بروز بسياری از تعارضات و مشکلات بعدی جلوگيری کرده و شانس موفقيت در توسعه محصول جديد را افزايش دهد.
3- برنامه‌ريزی بهتر:
فرآيند توسعه محصول دارای مراحل و زمان‌بندی مشخص است. همين زمان‌بندی‌ها به برنامه‌ريزی پروژه‌های توسعه‌ای بسيار کمک می‌کند. بی‌شک هر چه تجربه شرکت‌ها در توسعه محصول جديد افزايش يابد، مراحل و زمان‌بندی فرآيند توسعه محصول برای آن شرکت دقيق‌تر خواهد شد و به همان نسبت، امکان برنامه‌ريزی دقيق‌تر توسعه محصول فراهم خواهد آمد.
4- مديريت بهتر:
فرآيند توسعه محصول ابزار ترازيابی خوبی برای ارزيابی عملکرد توسعه‌ای يک شرکت است. با مقايسه رويدادهای واقعی با فرآيند از قبل طرح‌ريزی شده، مديريت شرکت می‌تواند حوزه‌های مشکل‌زا در فرآيند توسعه محصول را شناسايي کند. از سوی ديگر، اعمال مديريت مرحله-درگاهی بر اين فرآيند و مستندسازی دقيق دستاوردهای هر مرحله و تصميمات هر درگاه، به تدريج بر قابليت‌ها و شايستگی‌های مديريتی شرکت خواهد افزود که ديگر بخش‌های سازمان هم از سرريز منافع آن بهره‌مند خواهند شد. بنابراين، مستندسازی دقيق فرآيند توسعه محصول به شرکت‌ها امکان می‌دهد که فرصت‌های بهبود را به خوبی شناسايي کنند و برای بهره‌گيری از اين فرصت‌ها اقدام کنند.