خانه / سایت خوان / بررسی روند تنش زدایی منطقه ای ایران
سایت خوان روزنامه دنیای اقتصاد تاریخ خبر:1396/05/28 ساعت انتشار:09:18:51 بازدید:188بار کد خبر: DEN-1249353

سید رسول موسوی دیپلمات و سفیر سابق ایران در فنلاند و کارشناس مسائل بین المللی در کافه خبرآنلاین مصوبه مجلس در رابطه با تحریمهای امریکا و همچنین روند تنش زدایی منطقه ای ایران را مورد بررسی قرار داده است.

به گزارش خبرآنلاین، یکی از موضوعات تنش برانگیزی که امریکا در رابطه با ایران دنبال می کند موضوع برجام است. ایران هیچ وقت نمی خواهد نقض کننده آن باشد ولی ترامپ پس از به قدرت رسیدن، به روشهای مختلف تلاش می کند هزینه ایران را بالاتر ببرد. در آخرین مرحله بررسی آن هر چند آنرا نقض نکرد اما تحریمهای جدیدی را همزمان علیه ایران و روسیه تصویب کرد. ایران بارها اعلام کرده بود هر تصمیم امریکا علیه خود را بدون پاسخ نخواهد گذشت. در این باره مجلس شورای اسلامی طرحی را مورد تصویب قرار داد و آنرا جوابی برای تحریمهای امریکا قلمداد کرد. این مصوبه چه تاثیر منطقه و بین الملی دارد؟ دولت دوازدهم چه تدابیری باید به کار برد تا در ضمن اینکه بتواند روابط مسالمت مسالمت آمیزی در منطقه داشته باشد اما از فضای تنش آمیز بین المللی که ترامپ به دنبال آن است دور شود؟ در این باره سید رسول موسوی دیپلمات و سفیر سابق ایران در فنلاند و کارشناس مسائل بین المللی را به کافه خبر خبرآنلاین دعوت کردیم. این گفت و گو را از نظر می گذرانید.


ارزیابی شما از طرح مجلس برای مقابله با تحریمهای امریکا چیست؟ به نظرتان این طرح و طرح هایی از این دست باعث نمی شود هزینه نقض برجام از سوی امریکا به دوش ایران منتقل شود؟
 

به نظرم مصوبه مجلس را باید به صورت یک موضوع خاص نگاه کنیم و تحلیل خودمان را از آن داشته باشیم. آمریکا با تمام ظرفیت های خود با ایران مقابله می کند و تنها ترامپ و کاخ سفید نیست که علیه ایران حرف می زند. فقط وزارت دفاع، وزارت خارجه و قوه مجریه امریکا نیستند بلکه کنگره هم هر روز یک مصوبه علیه ایران دارد. قوه قضائیه و دادگاه های آمریکا هر جا اموالی از ایران پیدا می کنند، مصادره می کنند. پس آمریکا با همه ظرفیتهای خود با ایران مقابله می کند. اما این طرف همه نگاه ها به وزارت خارجه است و همه فکر می کنند که در مقابل هجوم آنها، تنها وزارت خارجه در همه این عرصه ها كافي خواهد بود. به نظرم مجلس کار خوبی کرد. مجلس ظرفیتهای کشور را نشان داد و بین همه نهادها تقسیم وظيفه کرد. بین وزارت خارجه، سپاه، نیروی قدس، وزارت اطلاعات، ارتش، دستگاه های اداری کشور و قوه قضائیه و از آنها راهبرد خواست. پس در مقابل یک كشوري مثل امریکا و بکارگیری همه ظرفیتهایش عليه ايران حتما باید اقداماتی به کار می بردیم. امریکا به خودش حق می دهد هر ایرانی یا هر کسی که با ایران ارتباط دارد را محاکمه کرده و به زندان بیندازد. چه کسی مسئول حمایت از ایرانیان بود؟ چنین چیزی تعریف نشده است. خوشبختانه در قانون جدیدی که در مجلس کلیت آن تصویب شده است یکی از سرفصلهای مهم توجه به همین است. بالاخره شما باید از شهروندان خود در گوشه و کنار دنیا حمایت کنید و نمی توانید آن را نادیده بگیرید. کار دیگری که آمریکا انجام می دهد و بسیار خطرناک است اینکه با قوانین داخلی خودش هم می خواهد هم در عرصه داخلی ما وارد شود و هم در عرصه بین الملل و عرف بین الملل را تغییر دهد.


این اقدامات شامل چه رفتارهایی می شود؟

مثال می زنم؛ وقتی آمریکا به کذب، سپاه را یک گروه تروریستی اعلام می کند و می گوید هرکسی با سپاه کار کند، مورد تحریم قرار می گیرد، یعنی در داخل کشور ما قصد یارگیری دارد و مجلس جلوی این کار را گرفت. مجلس با این مصوبه خودش، وزارت خارجه، وزارت اقتصاد، سپاه و همه را در یک مجموعه قرار داد. نمی توان کشور را به یک یا دو نهاد تقسیم کرد و ازاین نظر اين مصوبه بسیار مهم بود.


در عرصه بین المللی هم این مصوبه مورد توجه قرار گرفت؟

در عرصه بین المللی این مصوبه مجلس یک کار مهم دیگری هم کرد. آمریکا نه تنها سپاه را در زمره بحث تروریستی قرار داد بلکه نظامیان روسی را هم همینطور. وقتی این کار را انجام می دهد در صورت وقوع یک جنگ بین کشورها، اصول حاکم بر قاعده جنگ کنوانسیون های ژنو است. اما وقتی می گوید که طرف مقابلش تروریست است به نوعی قصد نادیده گرفتن کنوانسیون های ژنو را دارد و کنوانسیون های ژنو برای همه کشورها یکسری حقوق حتی در دوران جنگ قائل شده است. آمریکا با راه اندازی گوانتاناما یکی از بزرگترین اصول حقوق بشری را نادیده گرفت و یک قاعده ویژه ای ایجاد کرد که اساسا هیچ متهمی حق دفاع از خودش را دیگر نداشت. به صرف اینکه آمریکا می گفت این شخص تروریست است ، به خودش حق می داد که هر جزایی را حاکم کند و دنیا هم ساکت شد. من فکر می کنم که یکی از موضوعاتی که دنیا باید به آن توجه کند این است که اجازه ندهد قواعد داخلی کشورها، قواعد آمره و حقوق بین الملل را تحت تاثیر قرار دهد. به نظرم مصوبه مجلس به نوعی با اين كار امريكا مقابله نموده است زيرا بصورت متقابل نیروهای نظامی امریکا را در مقابل این قضیه تروریست اعلام می کند یعنی اگر شما خلاف قاعده عمل کنید، این طرف هم چنین اتفاقی خواهد افتاد. بنابراین من فکر می کنم تحلیل مصوبه مجلس باید در جایگاه خودش قرار بگیرد.

 


به نظرتان چه روشی در راستای تنش زدایی با دیگر کشورها را می توان شکل داد تا در حالتی که ترامپ تلاش می کند هزینه ما را افزایش دهد، بتوانیم با دیگر بازیگران روابط مسالمت امیزی داشته باشیم؟

باید یادآوری کنم که تنش زدایی یک اراده نیست بلکه یک وضعیت است. این گونه نیست که من صرفا تصمیم بگیرم که با طرف مقابلم تنش زدایی کنم و دائما از اهداف خودم کوتاه بیایم. تنش زدایی باید به یک وضعیتی برسم که طرف مقابل هم به این نتیجه برسد که نمی تواند با من تنش را بالا ببرد. یعنی ما اگر دوران نظام دوقطبی را نگاه کنیم، تنش زدایی زمانی آغاز شد که آمریکا و روسیه در یک وضعیتی قرار گرفتند که حرکت هر کدامشان عليه ديگري به معنی این بود که طرف مقابل ضربه متقابل خواهد زد. اینجا بود که پای صحبت نشستند که نمی توانیم این قضیه را ادامه دهیم. بنابراین ما حتما باید ظرفیتهای ملی خودمان را بكار ببریم و مصوبه مجلس به نظرم بکارگیری ظرفیتهای ملی بود. اینکه انتظار داشته باشيم وزارت خارجه تنها و تنها پاسخگوی آمریکا شود، امکان پذیر نبود. اما اینکه در ارتباط با همسایگان می توانیم شرایط را حل کنیم یا نه؟ باید گفت که صحنه سیاست آني نیست که در موردش صحبت می شود. صحنه سیاست آنی نیست که روزنامه ها درباره اش می نویسند. صحنه اصلی سیاست جایی اتفاق می افتد که کسی درباره اش صحبت نمی کند. هنوز که هنوز است دیپلماسی پنهان، مهمترین ارکان قضیه را دارد. اگر دقت کنید حتی در داخل بحران سوریه در شدیدترین جنگی که اتفاق می افتد، همزمان شاهد انجام یکسری مذاکرات پنهانی هم هستید یا اتفاقاتی که می افتد. بنابراین آنچه من در ارتباط با صحنه پیرامونی خودمان انجام می دهم، معتقدم ایران باید ظرفیتها و دستاوردهای خودش را به عنوان یک قدرت سخت به یک مجموعه قدرت نرم تبدیل کند و بتواند با آن مذاکره کند.

همین روند را در سوریه و عراق می توان پی گرفت؟

بله به هر حال این نیست که قدرت خودش را کاهش دهد بلکه مشکل ما تبدیل آن قدرتها به قدرت مذاکراتی است. اصلا چه کسی گفته ما رفته ایم که در سوریه یا عراق بمانیم؟ ما سیاستی در ارتباط با عراق بعد از صدام تحت عنوان «دیگر هرگز» داشتیم. یعنی اینکه ما هیچوقت دوست نداریم با عراق جنگ ديگري داشته باشیم. آنجا صرفا دولتی داشته باشیم که مطمئن باشیم با او هیچوقت جنگی نخواهیم داشت، برای ما کفایت می کند. ما کلی هزینه در کشور خودمان داریم. ما قرار نیست در عراق همیشه پلیس آنجا باشیم. او باید پلیس یا ظرفیتهای خودش را داشها باشد. اساسا حتی قدرتهای بسیار بزرگ مثل امریکا هم چنین توانی هم ندارند. مگر آمریکا در عراق چنین کاری کرده که مثلا ما بخواهیم این کار را بکنیم؟ حتی روسیه در سوریه الان به دنبال تثبیت اوضاع و خروج است. بنابراین برای ما هم بسیار خوشایند خواهد بود که عراق، سوریه و یمن تثبیت شوند و ما بتوانیم به کارهای خودمان در منطقه برسیم.

به نظرتان در رابطه با مسائلی که در عراق و به عنوان مثال سفر مقتدی صدر به عربستان و امارات اتفاق می افتد، باید با بدبینی و احتیاط پیش رفت یا می توان انتظار تحولات مثبت را داشت؟

فکر می کنم با توجه به مباحثی که بعضا در رسانه ها مطرح می شود، باید با اطلاعات دقیق تری مباحث را دنبال کرد. نمی توان با سفر یک نفر به یک نقطه، سریعا نتیجه گیری کنیم. واقعیت مطلب این است که ما با وقوع جنگ بین شیعه و سنی به صورت راهبردی مخالفیم و این را به زیان جهان اسلام و کشور خودمان می دانیم. بنابراین یکی از راه های جلوگیری از جنگ فرقه ای این است که در هر شرایط از قطبی شدن ها جلوگیری کنیم. به هر حال اگر عراق که ظرفیتهای شیعه دارد، بتواند یک گفتمان با جهان اهل سنت ایجاد کند به مثابه یک ظرفیت سازی است. مهم این است که این گفتمان به زیان جای دیگر نشود والا اگر این گفتمان، گفتمانی باشد که برای دیگران نفع داشته باشد، خیلی هم خوب است. اساس سیاست ما این نیست که حتما به سمتی می رویم که یک قطب شیعه به رهبری ایران و یک قطب سنی به رهبری عربستان در مقابل هم باشند. یک اختلافات بین ایران به عنوان کشور با عربستان به عنوان یک کشور است که باید در جای خودش راه حل خودش را پیدا کند. یک سلسله اختلافات هم استراتژيك است و به مداخله عربستان در عراق برمی گردد. یعنی داعشی که درست کردند سبب بروز مشکلاتی شد. اگر عراق به جایی برسد که بتواند به وسیله قدرت نظامی و دیپلماسی خودش اوضاع و دولت عراق را تثبیت کند بدون اینکه مشکلاتی برای همسایگان خود درست کند، یک فرصت است. بنابراین من رفت و آمدها و اینجور موارد را ملاک نمی دانم بلکه مهم این است که چه چیزی گفته می شود و چه چیزی داده و گرفته می شود. درواقع هنوز اطلاعاتی در اینباره در درست نیست و باید براساس اطلاعات دقیق نشست و صحبت کرد.

 

به نظرتان روابط عراق و عربستان را می توان از روابط ایران و عربستان تفکیک کرد و به دنبال همسویی بیشتر با هر دو کشور بود؟

اما در کل بالاخره کشور علی رغم تمام مشکلات تصمیم گرفت که حاجیان خود را به مکه بفرستد. ما خیلی از شرایط را به نوعی پذیرفتیم که به حج برویم که این خودش یک فضایی بود. در بخش اول صحبتهایم گفتم که عربستان باید به جایی برسد که در گسترش منازعه با ایران اشتباه می کند. برای اینکه عربستان را به آنجا برسانیم ضمن اینکه باید در مقابلش در جاهایی ایستادگی کنیم در جاهایی هم باید راه را نشانش دهیم. اگر این کار را نکنیم اشتباه كرده ايم، دیپلماسی و سیاست یعنی این. والا ما که نمی خواهیم حتما به سمت اوضاعی در منطقه برویم که یا این اتفاق بیفتد یا آن اتفاق.

همین روش در بحران قطر با چهار کشور عربی از طرف ایران پیگیری شد؟

یکی از خردمندانه ترین سیاستهای ایران در ارتباط با موضوع قطر و عربستان بود. ایران اصلا با موضوع قطر فرصت طلبانه برخورد نکرد و با یک تحلیل ضمن اینکه راه ها و ظرفیت های خودش را به قطر معرفی کرد، ولی همزمان هم این نبود که تصور شود که اتفاقي افتاده و تمام کارها به سمت قطر رود. قطر هم بالاخره باید از خودش چیزی نشان دهد ضمن اینکه او در یک چارچوب دیگری هم هست. قطر تعهدات خودش را به آمریکا و جاهای دیگر هم دارد. پس ما در منطقه وقتی از بهبود روابط با همسایگان حرف می زنیم به معنی پذیرش شرط همسایگان نیست بلکه به معنی طراحی مدل هایی از همکاری است که همسایگان ما شرایط خودشان را در همکاری با ما تعریف کنند و نه در خصومت با ما. این چیزی است که نیازمند هنر سیاسی است و شدنی است.

به نظرتان این در عالم واقع می تواند اتفاق بیفتد؟

من برای شما مثال روز می زنم؛ روسیه الان بهترین روابط را با ایران دارد اما همزمان با عربستان، اسرائیل، مصر، قطر هم بهترین روابط را دارد. درواقع هیچ کشوری در خاورمیانه نیست که با روسیه در روابط سطح بسیار خوب نباشد. گزارشی وجود دارد که می گویند از 200 سال پیش به این طرف هیچوقت روسیه شرایط به این خوبی در خاورمیانه نداشت که با همه کشورهای منطقه و با بازیگران غیر دولتی هم یعنی همزمان هم با هادی در یمن رابطه دارد و هم با انصارالله. یک هفته انصارالله به روسیه می رود و دو هفته بعد هم سفير هادی می رود. با قطر هم رابطه بسیار خوبی دارد که سرمایه گذاری کلانی در صنایع گازی روسیه دارد. همزمان با عربستان هم بسیار رابطه خوب و متوازنی دارد.به این یک دیپلماسی موفق می گویند. تصور ما از دیپلماسی اصلا نباید این باشد که یا با این طرف رفیقیم یا با آن طرف. شما نگاه کنید روسیه ای که سفیرش را در آنکار به قتل می رسانند و هواپیمایش را ساقط می کنند و خلبانش کشته می شود ولی می تواند روابطش را با ترکیه در سطوح بسیار بالایی مدیریت کند. بالاخره این هنر دیپلماسی است. فکر می کنم بیش از پیش باید در دیپلماسی خودمان ظرفیت سازی کنیم. ما الان دیپلماسی فعالی در ارتباط با پاکستان نداریم. هرچند با پاکستان روابط داریم ولی به عنوان اینکه هر روز بتوانیم شرایط خودمان را در ارتباط با پاکستان تعریف کنیم و تحولات آنجا را در نظر بگیریم و بدانیم چه جایگاه و همکاری ای داریم، نیست. متاسفانه بعضا در ارتباط با پاکستان تنها چند خبر در رسانه هایمان داریم.