خانه / سایت خوان / من خبرنگارم؛ ولی حالا میوه فروشم!
سایت خوان روزنامه دنیای اقتصاد تاریخ خبر:1396/05/22 ساعت انتشار:13:19:53 بازدید:457بار کد خبر: DEN-1246251

یک نکته از همه ابنها جالب تر بود عزت و احترام جوانترها به بزرگان رسانه بود و این بسیار ارزشمند است. رسانه ای ها نیاز به این وفاق دارند و یکی از راههای وفاق و همدلی احترام به بزرگان و خاک خورده های قلم می باشد.

 سیدرضافیض آبادی در ایلنا نوشت:سلام قربان ...سلام بر همه بزرگان...من از سال ۶۰ کار خبری می کنم...خیلی جاها بودم...از رشت شروع کردم...خودم کشتی می گرفتم ولی عاشق بزرگانی مثل غفور جهانی..سیروس قایقران و تیم سپیدرود و ملوان بودم...قربان ببخشیدها..من از جوونا میخوام عاشقانه کار کنند و خودشان را ارزون نفروشند....درسته هیچکی از خبرنگار حمایت نمیکنه ...من خودم الان بعداز ۴۰ سال کار خبری دارم میوه فروشی میکنم...عیبه آقاجان!؟ آقای لارودی...آقایان بزرگان شما بفرمایید عیبه که من مبوه فروشی کنم؟ نه قربان. عیب نیست.عیب دلالی کردنه . از همه میخوام دنبال کارت به کارت نباشند البته منطورم شما نیست و بعضی ها را میگم که ارزش خبرنگارو پایین می آورند. از خودم بگم که میوه فروشی می کنم ولی هنوزم جایی اگه باشه کار خبر انجام می دم...

با لهجه خاص خودش و البته لهجه غلیظ گیلانی حسن امامقلی مرد مهربان و دوست داشتنی رسانه های ورزشی این جملات را در مراسم تجلیل از خبرنگاران که از سوی فدراسیون فوتبال برگزار شده بود بیان کرد.

مراسم بسیار ساد و در فضایی دوستانه برگزار شد.

وقتی اردشیرخان لارودی برای تجلیل دعوت شد ار عادل فردوسی پور خواسته شد بیاد و لوح یادبودی که منقش به عکس اردشیرخان بود را اهداکند. عادل که استارت کار در رسانه ها را از شاگردی لارودی در ابرار زده بود از اولین روز کاری گفت: رفتم خدمت آقای لارودی و گفتم مترجم هستم. یک دو سه متری تلکس به من داد و‌گفت برو ترجمه ش کن. رفتم و اینا فکر کردند میبرم فردا بیارم. همونجا نشستم و ترجمه کردم و دادم به اقای لارودی و انگار خوشش آمده بود...اولین کارمن در رسانه های ورزشی در  ۱۸ سالگی رقم خورد و وقتی چاپ شد از خوشحالی نمیدانستم چکار کنم....

صحبت ها گل کرده بود. اسم زنده یاد مهدی نفر آمد. مادر پیر و سالخورده مهدی اشک میریخت برای تنها پسرش. خواهر مهدی به جای مادر از این حرکت فدراسیون قدردانی دانی کرد. از فرزند ناصر احمد پور هم تجلیل شد و لوح یادلود ناصرخان هم با یادی از اولین سردبیر خبر ورزشی اهدا شد.

مهدی تاج رییس فدراسیون هم خودش را لحظاتی در نقش یک رسانه ای دید و یادی از روزنامه ای کرد که مدتی با مدیریت وی منتشر میشد . من اگر جای امیر علوی مدیر روابط عمومی فدراسیون بودم از مهدی تاج در این بخش به عنوان یک رسانه ای تجلیل می کردم.

امیر علوی نشان داد که یک فرد رسانه ای حضورش در روابط عمومی چقدر میتواند در نزدیک کردن فاصله فدراسیون با رسانه ها موثر باشد.

یادی از میلاد اسلامی و حسین جوادی که آخرین پرواز عشق را فروردین دوسال پیش انجام. دادند و برای همیشه جاودانه شدند و در راه رسیدن به نیوکمپ مسیرشان را به بهشت تغییر دادند از لحظات اشک و شادی برنامه بود .

محمدرضا ساکت هم مثل مهدی تاج بیشتر گرم گپ و گفت دوستانه با بچه های رسانه بود و رسانه ای ها هم فرصت را غنیمت دانستند و بدور از دنیای هیاهوی خبر به خود کمی و لحطاتی استراحت دادند.

یک نکته از همه ابنها جالب تر بود  عزت و احترام جوانترها به بزرگان رسانه بود و این بسیار ارزشمند است. رسانه ای ها نیاز به این وفاق دارند و یکی از راههای وفاق و همدلی احترام به بزرگان و خاک خورده های قلم می باشد. حتی نسل جوان امروزی هم واقعا به جایگاه بزرگانی چون اردشیر لارودی...غلامحسین زمان آبادی...رضامیرزاییان...علی رییسی...محمدرضاتهرانی..بهرام شفیع...و سایر پیشکسوتان رسانه احترامی بایسته قائل هستند و امیدواریم این نزدیک نسل ها و همدلی و ارج نهادن جوانان به بزرگان رسانه بیشتر و بیشتر شود.

* سیدرضافیض آبادی