New Page 1

مشاهده جزئيات خبر

 تعداد مشاهده : 257 بار                     کد خبر : DEN- 86087                   تاريخ چاپ : يكشنبه 30 دي 1386

گفت‌وگوي «دنياي اقتصاد» با مديرعامل پرشيافلز اسپادانا
ورود دولت به بازار آهن اشتباه بود

آزاده حسيني
وضعيت بازار جهاني فلزات در چند سال اخير به قدري با نوسان همراه بوده كه اكثر واحدهاي فولادساز را در سطح جهاني و داخلي تحت تاثير قرار داده است، اما در بازارهاي داخلي، دو دسته فولادساز فعاليت مي‌كنند كه دسته اول بخش دولتي بوده و با دريافت سنگ آهن دولتي بيشترين حجم توليد فولاد را دارند و دسته دوم كه بخش‌خصوصي هستند با خريد شمش با نرخ‌هاي جهاني به توليد مي‌‌پردازند كه گاه دامپينگ كشورهاي همسايه آنها را به مرز تعطيلي و ورشكستگي نيز مي‌كشاند. از همين رو روزنامه دنياي اقتصاد سلسله مصاحبه‌هايي را با مديران بزرگ صنعت فولادي انجام داده است تا با ارائه نظرات و تجربيات آنها بازار، بورس و توليدكنندگان را ياري كند.
اين بار مسعود ابكا، مديرعامل سابق ذوب‌آهن اصفهان و مديرعامل شركت پرشيا فلز اسپادانا با ما به گفت‌وگو نشسته است كه متن زير مشروح گفت‌وگو با ايشان است:


لطفا به اختصار در مورد صنعت فولاد در چند سال گذشته توضيحاتي ارائه فرماييد.
در چند سال گذشته دو اتفاق مهم در صنعت فولاد ايران و جهان به وقوع پيوست كه اتفاق مهمي كه در بازارهاي جهاني حادث شد، رشد قيمت فولاد بود كه باعث ورود و ايجاد انگيزه براي سرمايه‌گذاران شد و همين موضوع سبب رشد و شكوفايي بازار مواد اوليه بود.
اما اتفاق مهمي كه در طول ساليان گذشته در صنعت فولاد ايران به وقوع پيوست راه‌اندازي و افتتاح بورس فلزات در پي آزادسازي قيمت فولاد و خروج آن از سيستم حواله‌اي و رانتي بود كه اين موضوع باعث شد تا فولادسازان دولتي احساس اقتصادي بودن در زمينه توليد را به دست آورند و به فكر سودآوري بيفتند.
امري كه در گذشته به دليل قيمت‌گذاري و دستوري محال به نظر مي‌رسيد با راه‌اندازي و ورود به بورس رنگ واقعيت به خود گرفت. آزاد شدن قيمت‌ها و همگامي آن با بازارهاي جهاني توليد فولاد را با صرفه ساخت و همين موضوع باعث ورود بخش‌خصوصي براي سرمايه‌گذاري در زمينه فولاد شد كه حالا بعد از گذشت حدود 4 سال از افتتاح بورس و ايجاد فرصت رقابت حضور بخش‌خصوصي را در صنعت فولاد مي‌توان حس كرد. اين راهي است كه پتروشيمي و سيمان نيز بايد آن را طي كند و اگر به اين ترتيب باشد از مزيت اقتصادي بهره مي‌بريم در حالي كه فضاي رانت، ما را از مزيت اقتصادي دور مي‌كند.
با توجه به اينكه فولادسازان بزرگ دولتي كشور در آستانه خصوصي‌شدن قرار دارند تحولاتي كه به اين واسطه در اين صنعت به وجود مي‌آيد را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
در ابتدا توضيحاتي در مورد اينكه چگونه شويم تا فضاي خصوصي‌سازي حاكم شود، توضيحاتي ارائه كنم چرا كه همه در مورد مزاياي خصوصي‌سازي مي‌دانند. مهمترين عاملي كه موجب حاكم شدن جو خصوصي‌سازي مي‌شود اين است كه دولت خودش را از سرمايه‌گذاري مستقيم و رقابت با بخش خصوصي خارج كند. در حال حاضر اين فضا براي شكل‌گيري بخش خصوصي فراهم شده بنابراين زمينه‌هاي ترس‌و‌بيم بخش خصوصي براي سرمايه‌گذاري و حضور بايد از بين برود. الان فرصت مناسبي فراهم آمده تا دولت با يك تغيير استراتژيك به سمت حمايت از بخش خصوصي برود و وزارت صنايع و معادن تصديگري را كنار گذاشته، بلكه با از بين بردن موانع زمينه را براي حضور بيشتر بخش خصوصي فراهم كند. در آن صورت هزاران نفر در اين مسير با حمايت دولت گام برمي‌دارند در حالي كه اين امر صورت نگيرد، در واقع از آزادسازي اقتصاد جلوگيري كرده‌ايم و توسعه كشور به كندي پيش مي‌رود.
اما آنچه كه در حال حاضر در امر خصوصي‌سازي در حال اتفاق است خيلي هم خصوصي‌سازي نيست، پراكندگي بيش از حد سهام و كم‌اطلاع بودن سهامداران از ريشه‌هاي اين صنعت و به‌علاوه نبود يك سيستم ارزش‌يابي دقيق مي‌تواند به عنوان يك مانع خودش را نشان دهد، اگر قرار است خصوصي‌سازي انجام شود بايستي ارزش بودن سرمايه جدي گرفته شود هنگامي كه سرمايه ارزش شد، سرمايه‌گذار نيز ارزشمند مي‌شود اين يعني همان اتفاقي كه در تمام كشورهاي در حال توسعه دنيا حادث شده است؛ مثل كشور امارات.
طي ساليان اخير رشد قيمت فولاد در بازارهاي داخلي شدت گرفته به صورتي كه گاه از قيمت‌هاي جهاني نيز بالاتر رفته است. توصيه شما در چنين شرايطي به دولت براي كنترل و ساماندهي بازار فولاد چيست؟
به عقيده من دولت اصلا نبايد در اين زمينه دخالت بكند. بلكه اگر زمينه توليد و سرمايه‌گذاري بيشتر را فراهم كند، خود‌به‌خود بازار كنترل مي‌شود وظيفه دولت در چنين شرايطي اين است كه از دامپينگ‌هاي احتمالي جلوگيري كند؛ چراكه نوسان هميشه وجود دارد و نوسان‌هاي كند در واقع نشان‌دهنده پويايي يك صنعت است؛ اما نكته مهمي كه بايد به آن توجه كرد اين است كه بي‌تدبيري نيز ممكن است باعث بروز نوسان‌هايي با دامنه بالا شود دولت مي‌تواند با حمايت از توليد بيشتر از طريق توسعه صنعت و پرهيز از رانت‌گرايي و قيمت‌هاي تحميلي و تثبيتي كمك شاياني در اين زمينه مي‌كند.
با توجه به اينكه بازار آهن كشور به صورت سنتي عمل مي‌كند بورس‌فلزات تا چه حد توانسته در جذب سرمايه موثر باشد، آيا به اهداف خود نايل آمده است؟
راه‌اندازي بورس قدم بزرگي بود و درحقيقت زمينه‌اي براي آزادسازي را فراهم ساخت؛ اما در ادامه بورس ضعيف عمل كرد و درواقع بورس ايستايي عمل كرد اين بورس روزي با اهداف بزرگي راه‌اندازي شد و مقرر شد كه واحدهاي دولتي بيايند و محصولشان را عرضه كنند و در ابتدا بورس با ده كارگزار شروع به كار كرد؛ اما تاكنون نه تعداد كارگزاران افزوده شده و نه محصول جديد ديگري وارد بورس شده در صورتي كه بايد اجازه دهند همانند ساير بورس‌هاي معتبر دنيا تعداد كارگزاران بورس‌فلزات بيشتر شود و درصورت تخلف از ادامه فعاليت آنها جلوگيري شود و واحدهاي استاني هرچه سريع‌تر فعال شوند چيزي كه الان وجود دارد، اين است كه بورس در حال حاضر دولتي است و اين هدفي نيست كه در ابتدا به دنبال آن بود. در زماني كه در دنيا تجارت الكترونيك جايگاه اساسي پيدا كرده و درصد وسيعي از مبادلات از طريق سايت‌هاي اينترنتي انجام مي‌شود اين همه پافشاري براي انجام معاملات در يك نقطه چرا بايد صورت بگيرد، مگر پيش‌بيني نشده بود كه بخشي از درآمدهاي بورس صرف گسترش فيزيكي آن شود. آيا فقط خريدن ساختمان آن هم در تهران توسعه فيزيكي به شمار مي‌آيد. با ورود تالارهاي استاني فرصت رقابت براي همه از جمله واردكنندگان و مصرف‌كنندگان به وجود مي‌آيد متاسفانه 3سال پيش‌ محصول از حالت حواله خارج شد؛ اما در حال حاضر آن را در گوشه‌اي ديگر در بند كرده‌ايم كه با ادامه اين روند نه توليدكننده و نه واردكننده، نه صادركننده و مصرف‌كننده علاقه‌اي براي حضور در بورس پيدا نمي‌كند و نكته مهمي كه بايد به آن توجه كرد اين است كه روزي كه تحميل شركت‌هاي دولتي به عرضه تمام شود نيز بورس مشتريان خود را دارد يا خير؟
بورس كالا در مقطع فعلي وظيفه دارد با گسترش مبادلات چه به لحاظ تنوع محصول و چه به لحاظ تعدادكارگزار و چه از نظر ابزارهاي مبادلاتي وجود بورس را براي سرمايه‌گذاران جذاب‌كند. چيزي كه در حال حاضر به آن كمتر توجه مي‌شود، حضور بخش‌خصوصي است؛ به طوري كه در ميان كارگزاران جديد هم اين موضوع به وضوح ديده مي‌شود، حضور بيشتر دولتي‌ها بالاخص بانك‌ها است نه بخش‌خصوصي.
اين نوع اعمال محدوديت‌ها كه درحال حاضر در بورس اعمال مي‌شود، راه را براي گسترش آن مي‌بندد و اگر در ابتداي راه‌اندازي هم اين محدوديت‌ها وجود داشت، بورس شكل نمي‌گرفت. در حال حاضر هيچ مصلحتي بالاتر از فرصت ايجاد رقابت برابر نيست.
پيش‌بيني شما از وضعيت قيمت آهن‌آلات تا پايان سال جاري و سال آينده چيست؟
قيمت آهن‌آلات تا المپيك سال 2008 احتمال پايين‌ آمدن ندارد؛ اگر هم افت قيمتي وجود داشته باشد، مقطعي است؛ اما با توجه به رشد قيمت شمش در بازار اين انتظار مي‌رود كه با آغاز فصل گرما مقاطع طويل افزايش قيمت داشته باشد؛ اما نكته‌اي كه در رشد قيمت‌ها موثر است افزايش بي‌رويه نرخ حمل‌و‌نقل جهاني است كه به صورت غيرمنتظره‌اي در سطح جهاني رشد داشته كه نخستين نتيجه آن هم اين است كه كشورهايي كه مجبور به واردات هستند ناگزير به تحمل قيمت‌ها مي‌شوند.
به تازگي خبرهايي در مورد ورود سنگ‌آهن به بورس شنيده مي‌شود. نظر شما در اين رابطه چيست؟
طبيعي است كه معادن از ورود سنگ‌آهن به بورس كالا استقبال مي‌كنند؛ اما به محض آزاد شدن قيمت‌ها در بلندمدت و با رشد قيمت‌ها ديگر تمايلي به ماندن در بورس ندارند و در چنين شرايطي بحران وسيعي براي فولادسازان ما ايجاد مي‌شود؛ چراكه هنوز دولتي هستند و هزينه سربار بالايي دارند.
اگر نرخ سنگ‌آهن قرار است كه آزاد شود كه نهايتا روزي نيز آزاد خواهد شد، بايد همزمان با خصوصي‌شدن واحدها و حذف هزينه‌ سرباري كه به واحد تحميل مي‌شود، باشد؛ در غير اين صورت بايد منتظر بحران بود.

 

   نسخه چاپي      |        بازگشت    |     ارسال خبر به دوستان

 

وضعیت بازدید از سایت


 
کل مراجعین   :
104218660 نفر
  مراجعین امروز  :
127504 نفر
 

 
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به روزنامه دنيای اقتصاد بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است
نرم افزار مدیریت خبر . نسخه 1 . (نگارش)

Copyright  ©2006 donya-e-eqtesad Newspaper.
All Right Reserved