New Page 1

مشاهده جزئيات خبر

 تعداد مشاهده : 803 بار                     کد خبر : DEN- 177838                   تاريخ چاپ : چهارشنبه 15 مهر 1388

بهانه اي براي هشتاد و يكمين سال تولد سهراب سپهري؛
خيلي‌ها مي‌خواستند انكارش كنند

عليرضا طجوزي
شاعران مي‌گويند او نقاش خوبي است و نقاشان مي‌گويند شاعر خوبي است. اين جمله سال‌هاي سال درباره سهراب سپهري تكرار مي‌شود، اما مخاطبان پرشمار آثارش كمتر توجهي به آن نكرده‌اند.


دامنه علاقه‌مندان شعرهاي سهراب سپهري هر روز گسترده‌تر مي‌شود و نسل جوان با آن ارتباط قابل تاملي برقرار مي‌كند. از طرفي ديگر نقاشي‌هاي او هم طرفداران پرو پاقرص خودش را دارد و همه اين نكته‌ها باعث مي‌شود از كنار نامش بي اعتنا نگذريم. سهراب در عرصه هنر ايران نام مهمي‌ است و از محدود شاعران ايراني به شمار مي‌آيد كه شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است. او ۱۵ مهر ۱۳۰۷ در کاشان متولد شد. به گواه تقويم‌ها امروز تولد هشتاد و يك سالگي كسي است كه 52 بار فصل‌ها را بيشتر نديد.
دوره ابتدايي را در دبستان خیام و متوسطه را در دبیرستان پهلوی کاشان گذراند و پس از فارغ‌التحصیلی در دوره‌ دوساله‌ دانشسرای مقدماتی پسران به استخدام اداره‌ فرهنگ کاشان درآمد. در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت كرد و دیپلم دوره دبیرستان خود را دریافت کرد. سپس به تهران آمد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و همزمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد. سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعه شعر نیمایی خود را به نام «مرگ رنگ» منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ‌التحصیل شد و به دریافت نشان درجه اول علمی نائل شد.
در همین سال چند نمایشگاه نقاشی در تهران برگزار و دومین مجموعه اشعار خود را با عنوان «زندگی خواب‌ها» منتشر کرد. در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت و مدتي در مدرسه هنرهای زیبای پاریس در رشته لیتوگرافی نام‌نویسی کرد. سهراب همچنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه‌ها به معرض نمایش مي‌گذاشت. در سال 1337در اداره کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری مشغول به کار شد. از مهر ۱۳۴۰ نیز شروع به تدریس در هنرکده هنرهای تزيینی تهران كرد؛ اما در اسفند همین سال از کلیه مشاغل دولتی به کلی کناره‌ گرفت. فروغ فرخزاد شاعر به ياد ماندني معاصر درباره شعر‌هاي او معتقد بود:
سپهری از بخش آخر كتاب «آوار آفتاب» شروع و به شكل خیلی تازه و مسحوركننده‌ای هم شروع می‌شود و همین طور ادامه دارد و پیش می‌رود. سپهری با همه فرق دارد. دنیای فكری و حسی او برای من جالب‌ترین دنیاها است. او از شهر و زمان و مردم خاصی صحبت نمی‌كند او از انسان و زندگی حرف می‌زند. و به همین دلیل وسیع است. در زمینه‌ وزن راه خودش را پیدا كرده. اگر تمام نیروهایش را فقط صرف شعر می‌كرد‌، آن وقت می‌دیدید كه به كجا خواهد رسید.»
در طول سال‌هاي گذشته شاعران و منتقدان زيادي حضور سهراب را انكار كرده‌اند. جمله آغازين اين يادداشت كه از گفته‌هاي م.آزاد شاعر، مترجم و منتقد است نشان مي‌دهد كه خيلي‌ها رابطه مطلوبي با او نداشتند و سعي كردند گاهي غيرمنصفانه به آثارش نگاه كنند.
در اين ميان شاعران و منتقداني هم منطقي برخورد كرده‌اند شمس لنگرودي يكي از آنها است. او در گفت‌وگويي درباره اهميت سهراب در شعر معاصر مي‌گويد:
«به نظر من هر چیزی روزی نابود می‌شود و انسان در جهان شوخی‌ای بیش نیست، لذا من به ماندگاری و جاودانگی اعتقاد ندارم. اما هر سخنی از دل برآید لاجرم بر دل نشیند. ما در عمل می‌بینیم كه چند دهه گذشته و شعر سپهری پاسخگوی مخاطبان بوده است. عده‌ای می‌گویند فلان شاعر بازاری هم مورد استقبال بوده است. مغلطه نكنیم ما می‌دانیم در مورد چه چیزی حرف می‌زنیم. متفكر و اندیشه‌ورزی مثل سهراب در شعرهایش حرف‌هایی زده كه ساده‌ترین آدم‌ها می‌فهمند یا اگر نمی‌فهمند از آن لذت می‌برند.
خاطرم هست وقتی كه 15ساله بودم مصاحبه‌ای خواندم از یك شاعركه امروز هم شعر می‌گوید. آن زمان پرسیده بودند كه شعر شما را نمی‌فهمند و دشوار است و او نیز در پاسخ گفته بود شعر من را بیست سال آینده می‌فهمند. از آن زمان چهل سال گذشته است و هنوز نه مردم می‌فهمند و نه بنده. مهم این است كه شعرسهراب به من كه فكر می‌كنم ناتورالیست است به دیگری كه او را عارف می‌داند و به توده مردم عادی پاسخگو است. سهراب هیچ وقت برای روشنفكران جذاب نبود یا دستكم ادعا داشتند كه جذاب نیست. سپهری تا سال‌های 60 از طرف روشنفكران انكار شد. همیشه مخاطبان عام بودند كه شعر او را دوست داشتند و شعرش را حفظ كردند.
تاكنون كتاب‌هاي زيادي درباره سهراب منتشر شده است كه هر كدام با نگاهي متفاوت به بحث و بررسي درباره او پرداختند؛ اما يكي از كتاب‌هايي كه اخيرا منتشر شده و ناشناخته‌هايي از زندگي سپهري را نمايان مي‌كند كتاب «دو رساله درباره سپهري» نوشته كاميار عابدي محقق و منتقد معاصر است.اين كتاب با عنوان فرعی «سپهری و ك.تینا؛ سپهری و ژاپن» روایتی است از ابعاد ناشناخته زندگی شاعر بلند آوازه كاشانی.
عابدی در رساله اول این كتاب معتقد است كه سپهری پس از آشنایی با فرهنگی و هنر ژاپن، شخصیتی متفاوت و ظریف‌تر از قبل می‌یابد و در رساله دوم، یادداشت‌های نویسنده‌ای به نام كاظم تینا تهرانی (ك. تینا) كه از دوستان سپهری بوده تدوین شده است. در آخرین كتاب سپهری؛ یعنی «ما هیچ ما نگاه» شعری باعنوان «سمت خیال دوست»به ك.تینا تقدیم شده است. این كتاب 150 صفحه است و در صفحات پایانی آن نمونه‌هایی از نقاشی‌های سپهری پیش از سفر و بعد از سفر به ژاپن، عكسی از او در توكیو، خوشنویسی ژاپنی او روی جلد كتاب بهرام بیضایی، نمونه‌ای از تاثیر هنر ژاپنی در نقاشی سپهری، عكسی از كاظم تینا تهرانی و .... آمده است. كتاب «دو رساله درباره سهراب سپهری» را می‌توان اولین اثر پژوهشگرانه‌ای دانست كه درباره «ك. تینا» و زندگی و آثارش نوشته شده است.
امروز تولد هشتاد و يك سالگي شاعر و نقاشي است كه اهل جار و جنجال نبود و در انزواي خودش زندگي مي‌كرد، اگرچه بسيار بانمك و شوخ بود. آدمی بسیار فروتن و افتاده كه گلي امامي، ‌نويسنده نامدار به يادش مي‌آيد اگر از كارش تعریف می‌كردید، سرخ می‌شد و سرش را پایین می‌انداخت و حاضر نمی‌شد دنباله بحث را بگیرد. خصوصیاتی عارفانه داشت كه شاید ناخودآگاه بود؛ یعنی طبیعتش به او حكم می‌كرد كه این حالت درویشی را داشته باشد. نمونه‌اش هم این كه واقعا مدت بسیار كوتاهی برای كار به اداره‌ای رفت. آن هم در جوانی بود و به اجبار والا بعد از آن خودش بود و خلوتش. اصلا علاقه‌ای به اشیا نداشت. وقتی با دانشجویان دیگر به خانه‌اش می‌رفتیم، اتاق‌اش را می‌دیدیم كه فقط یك زیلو داشت، یك تختخواب كوتاه به اصطلاح سربازی كه كاملا مرتب بود، كتابخانه كوچكی كه با چوب و آجر ساخته بود. همین. اتاق هم مستطیل بلندی بود كه از تمیزی برق می‌زد.
بنابراین این اقتضای خلق و خو و طبیعتش بود. نه ادا درمی‌آورد و نه می‌خواست خودش را این طور نشان دهد. حالا این كه می‌گویید در آن جلسه شاعران ساكت و كم‌حرف بوده اصلا غیرعادی نیست. اصولا از اظهارنظر و خود را مطرح كردن پرهیز داشت. خیلی ساده بگویم درون‌گرا بود.
امروز تولد هشتاد و يك سالگي كسي است كه خيلي‌ها مي‌خواستند انكارش كنند؛ اما نتوانستند. مسافران مشهد اردهال هميشه آرامگاهش را آراسته به گل سرخ ديده‌اند؛ يعني اينكه هنوز خيلي‌ها دوستش دارند.


 

   نسخه چاپي      |        بازگشت    |     ارسال خبر به دوستان

 

وضعیت بازدید از سایت


 
کل مراجعین   :
104229358 نفر
  مراجعین امروز  :
137709 نفر
 

 
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به روزنامه دنيای اقتصاد بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است
نرم افزار مدیریت خبر . نسخه 1 . (نگارش)

Copyright  ©2006 donya-e-eqtesad Newspaper.
All Right Reserved