|
تعداد مشاهده : 1806 بار
کد خبر :
DEN-
151816
تاريخ
چاپ :
سه شنبه 25 فروردين 1388
|
آمار و انصاف
محمدصادق جنان صفت 100صندلي، 1000پرتقال، 10هزار تن گندم، يكميليون تن فولاد، اصطلاحاتياند كه هر فرد عامي و هر فرد خاص ميتواند در ذهن خود تصويري ازآنها ترسيم كند.
اين اعداد و ارقام چون به يك واقعيت مادي نسبت داده شدهاند، معني دارند و استفاده از آنها ميان افراد به صورت نهادينه شده درآمده و قابل قبول است. اما اگر اعداد 100، 1000، صدهزار و يكميليون را به صورت مجرد و انتزاعي به كار گيريم، هيچ فرد عادي يا خاص تصويري از آن در ذهنش جاي نميگيرد. اعداد و ارقام علاوه بر اين داراي قدرت مقايسهكنندگي هستند و تحولات و تغييرات افزايشي و كاهشي درباره يك پديده مادي را به ذهن متبادر ميسازند. يك فرد عادي هم ميتواند درك كند كه 100صندلي كمتر از 200صندلي است و اين چيزي است كه در زندگي همه افراد يك نياز به حساب ميآيد. از طرف ديگر، اعداد و ارقام بسته به اينكه از سوي چه فردي به كار گرفته شده و در كدام دامنه و براي نشان دادن كدام مقايسه به كار گرفته شوند نيز داراي اهميت هستند. ممكن است يك فرد عادي تفاوتهاي واقعي و معناداري ميان رشد 20درصدي در دستمزدها با رشد 100درصدي در اين شاخص را به سادگي درك نكند و آرزو داشته باشد كه به طور مثال هر سال 100درصد افزايش دستمزد نصيب او شود و به ژرفاي تغييراتي كه بايد رخ دهد تا اين اتفاق بيفتد، آگاهي نداشته باشد. استفاده از اعداد و ارقام در صورتي كه بر پايه كيفيت مناسب، صحيح و دقيق باشد و از مبناي درستي سرچشمه گرفته شود، يك نياز ضروري براي يك جامعه است و تخطي از اصول براي همه دردسر درست ميكند و توانايي دارد تا جامعه و شهروندان را گمراه كند و بر تحليل و رفتار آنها تاثيرات منفي بگذارد. مسوولان ارشد هر دولتيبا هر گرايش سياسي و در هر سرزميني علاقهمند هستند كه با استفاده از اعداد و ارقام نتيجه برنامهريزي و تلاش همكاران خود را نشان داده و به راي دهندگان يادآور شوند كه راي آنها درست بوده و در آينده نيز ميتوانند به آنها اعتماد كنند. مسوولان دولت فعلي نيز از اين قاعده مستثني نيستند و هر چند وقت يك بار يكي از مسوولان با ارائه آمار و ارقام مربوط به شاخصهاي متفاوت اقتصادي اقدام به مقايسه ميكند. پرويز داوودي، معادن اول رييسجمهور و تنها اقتصاد خوانده كابينه نيز در 4 سال گذشته در اين باره اخبار و گزارشهاي مختلفي ارائه كرده است. به گزارش خبرگزاري فارس، معاون اول رييسجمهور در جريان جشن خودكفايي سيمان گفته است: «... دولت نهم در هر سال 6 برابر دولتهاي ديگر كار كرده است .... در دولت نهم حدود 100هزار كلنگزني شد كه 52هزار طرح به بهرهبرداري رسيده و براساس آمار موجود، تقريبا 6برابر دولتهاي ديگر كارشده است». دقت در اين گزارش آن هم از سوي معاون اول رييسجمهور، سوالات بسيار مهمي را در ذهن ايجاد ميكند.سوالاتي از اين قبيل كه: مبناي اين مقايسه چيست؟ آيا به طور مثال سرمايهگذاري 6 برابر شده است؟ رشد توليد ناخالص داخلي و ميزان توليد ملي 6 برابر شده است؟ نرخ رشد اشتغال 6 برابر شده است؟ آيا مقياس طرحهاي مورد اشاره آقاي معاون اول يكياند؟ به طور مثال طرحهاي پتروشيمي، فولادسازي، كارخانه توليد اتومبيل و .... مبناي مقايسهاند؟ همه ايرانيان خوشحال ميشوند كه دولتي بتواند 6 برابر دولتهاي قبلي كار كند و سطح رفاه مادي، اشتغال، تفريح و سرگرمي و .... آنها به همين نسبت رشد كند، اما واقعيتها سرسختاند و در عمل خود را تحميل ميكنند و مقايسههاي واقعي ممكن است در همين كوتاه مدت، اغراقها را نشان دهد. در آن روز چه پاسخي خواهيم داشت؟ دقت و انصاف در ارائه آمار و ارقام شرط اعتمادسازي ميان دولتها و شهروندان است و بايد در اين باره احتياط كامل صورت پذيرد تا جامعه و شهروندان به بيهودگي نرسند.
|