با توجه به این نکته که رکن قیمت یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری انگیزه خریداران برای خرید یک کالا محسوب می‌شود، ارزان بودن مقصد سفر یکی از جاذبه‌های موثر استقبال گردشگران از یک مقصد است از این رو کشورها تمایل دارند از طریق اهرم کاهش ارزش واحد پول خود در مقایسه با سایر ارزهای جهانی، هزینه خدمات مرتبط با سفر و گردشگری را در داخل مرزهای خود برای گردشگران خارجی ارزان کنند و به این ترتیب تراز ورود گردشگر را بهبود بخشند؛ پدیده‌ای که به‌صورت روشن و ملموسی در اقتصاد و صنعت گردشگری مکزیک رخ داد و این کشور توانست در کمتر از ۵ سال تعداد گردشگران ورودی خود را بیش از ۱۰ میلیون نفر افزایش دهد. اما با این حال و به باور کارشناسان حوزه ارز، نرخ برابری ریال ایران در برابر ارزهای عمده جهانی غیرواقعی است و ارزهایی همچون دلار و یورو به‌صورت کاذب در بازار ارزان مبادله می‌شود و قیمت واقعی آنها بیش از مقدار فعلی است. هرچند در اذهان عمومی گران شدن ارزهای عمده خارجی در بازار به اشتباه سیگنالی به منزله ضعیف شدن اقتصاد کشور قلمداد می‌شود، اما فعالان و کارشناسان گردشگری باور دارند در صورتی که نرخ ارز در ایران به میزان واقعی خود برسد، تمامی صنایع صادراتی و از جمله گردشگری با رونق روبه‌رو خواهند شد.

سابقه جهانی

پیش‌تر و در گزارش‌هایی، «دنیای اقتصاد» به چند نمونه از این پدیده و اثر مثبت آن بر رشد گردشگری پرداخته شد؛ از کاهش ارزش یوآن در برابر دلار که طی سال‌های اخیر موجب افزایش ورود گردشگر به چین شده است تا تقویت ارزش دلار در برابر ارزهای عمده جهانی از جمله یورو در سال‌های اخیر و به‌خصوص پس از انتخاب دونالد ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهوری که با نگرانی‌هایی در بدنه صنعت گردشگری ایالات‌متحده همراه بوده است. اما نمونه اخیر و ملموس اثر کاهش نرخ ارز داخلی بر توسعه گردشگری را می‌توان رشد گردشگری در بریتانیا در پی همه‌پرسی جدایی از اتحادیه اروپا موسوم به برگزیت دانست که به موجب آن و با کاهش قابل توجه ارزش پوند در برابر ارزهای عمده بین‌المللی، انگلستان با هجوم گردشگرانی روبه‌رو شد که این کشور را مقصدی ارزان برای سفر یافتند؛ به‌گونه‌ای که شهر لندن برای دو سال پیاپی با اختلافی اندک نسبت به صدر جدول به‌عنوان توریستی‌ترین شهر جهان برگزیده شد. آمارهای ماهانه سال ۲۰۱۷ نشان می‌دهد انگلستان همچنان در حال تجربه رشد ورود گردشگر به کشور است و به‌رغم تبعات منفی برگزیت بر جایگاه بریتانیا در مناسبات بین‌المللی و ضرری که در انتظار اقتصاد این منطقه پس از خروج از اتحادیه اروپا و سازوکارهای تجاری آن است، کارشناسان رشد و افزایش درآمدزایی از گردشگران در بریتانیا را با تعبیر «ارمغان» این جدایی تلقی می‌کنند.

خنثی‌سازی دیوارکشی‌ها در مکزیک

اما یکی دیگر از کشورهایی که در سال‌های اخیر گام‌های بلندی در رشد صنعت توریسم خود برداشته و استفاده از اهرم کاهش ارزش پول در توسعه گردشگری آن با توفیق همراه بوده، مکزیک است. با شروع کارزار انتخاباتی ترامپ و وعده‌های وی مبنی بر کشیدن دیوار در مرز آمریکا و مکزیک که نهایتا انتخاب او را به‌عنوان رئیس‌جمهوری آمریکا در پی داشت، همسایه جنوبی ایالات‌متحده که از سال ۲۰۱۴ خیز بلندی برای تثبیت جایگاه گردشگری در اقتصاد خود برداشته بود، دوران پراضطرابی را برای حفظ حیات این صنعت نوظهور خود پشت سر گذاشت؛ دورانی که نتیجه نهایی آن پیام روشنی را مخابره می‌کند؛ سیاست کاهش ارزش پول واحد حتی می‌تواند سیاست‌های خصمانه همسایه‌ای را که رئیس‌جمهوری آن ترامپ است، خنثی کند.

عصر طلایی

در سال‌های ابتدایی دهه کنونی میلادی، کشور مکزیک پذیرای حدود ۲۳ میلیون گردشگر در سال بود و سالانه مقدار اندکی بر این رقم افزوده می‌شد. در این دوره واحد پول این کشور، پزو، با نوساناتی همراه بود که برآیند این تغییرات نشان از تقویت این ارز در برابر دلار داشت. تا سال ۲۰۱۳ این سیر راکد ادامه داشت تا اینکه سیاست تضعیف ارز داخلی به منظور توسعه صادرات و رونق گردشگری آغاز شد.  پیش از آن و در سال ۲۰۱۳ حدود ۲۴ میلیون گردشگر به مکزیک سفر کردند و هر دلار آمریکا به‌طور میانگین با نرخ ۱۲.۷۵ پزو مبادله می‌شد؛ اما این ارقام در سال ۲۰۱۴ که اعمال سیاست‌های ارزی آغاز شد جهش خیره‌کننده‌ای را ثبت کردند. با رسیدن قیمت هر دلار آمریکا در بازار مکزیک به ۱۳.۳۰ پزو، بیش از ۲۹ میلیون گردشگر در این سال وارد مکزیک شدند و از همین سال بود که گردشگری این کشور وارد مدار توسعه شد.

سال بعد و در ۲۰۱۵، مکزیک نه تنها توانست تراز جدید ورود گردشگر به کشورش را حفظ کند، بلکه با ادامه سیاست تضعیف پزو بیش از ۳ میلیون نفر بر تعداد گردشگران خود در سال ۲۰۱۴ افزوده شد. مطابق آخرین گزارش سالانه سازمان جهانی گردشگری که مربوط به سال ۲۰۱۶ است، مکزیک در این سال توانست بیش از ۵/  ۱۹ میلیارد دلار از صنعت گردشگری درآمد داشته باشد که در مقایسه با سال ۲۰۱۵ رشد ۳/  ۱۰ درصدی را نشان می‌دهد. رقمی نزدیک به ۳۵ میلیون گردشگر در این سال وارد مکزیک شدند و میانگین نرخ مبادله دلار به حدود ۶۷/  ۱۸ پزو رسید؛ این ارقام گواهی بر توفیق سیاست ارزی مکزیک است که منجر به آن شد که در کمتر از پنج سال، این کشور بتواند بیش از ۱۰ میلیون نفر بر تعداد گردشگران خود اضافه کند.

همسایگان شمالی مکزیک بیشترین استقبال را از تحولات فوق داشتند. با گران شدن دلار در برابر پزو و پیرو آن ارزان‌تر شدن خدمات سفر در مکزیک، این کشور بیش از پیش تبدیل به مقصد محبوب توریستی مردم آمریکا شد؛ به‌گونه‌ای که هم‌اکنون بیش از یک‌سوم از گردشگران ورودی به مکزیک را گردشگران آمریکایی تشکیل می‌دهند. البته به اعتقاد صاحب‌نظران عوامل دیگری نیز در کار بودند که در کنار سیاست‌های ارزی نتیجه‌بخش، توسعه گردشگری مکزیک در سال‌های اخیر را رقم زدند؛ افزایش همزمان ارزش دلار در بازارهای جهانی، افزایش تعداد پروازهای مستقیم با آمریکا، کانادا، کشورهای اتحادیه اروپا و کشورهای آمریکای لاتین که مشتریان اصلی توریسم مکزیک محسوب می‌شوند و همچنین کاهش رونق گردشگری در کشورهای ترکیه و مصر در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ به‌دلیل بحران‌های امنیتی خاورمیانه که رقیب جدی مکزیک به‌عنوان مقصدی گردشگری برای گردشگران اروپایی هستند، از دیگر عواملی بودند که دوران طلایی صنعت گردشگری مکزیک را در سال‌های اخیر رقم زده‌اند.

تضعیف گردشگری ایران با ‌نرخ ارز  غیر واقعی

بسیاری از اقتصاددانان اعتقاد دارند ایران به‌نوعی درحال تجربه یک رکود اقتصادی است و یکی از راه‌های بهینه و سریع برای نجات از این رکود را توسعه گردشگری می‌دانند. به‌رغم مشکلات زیرساختی و مدیریتی که گربیانگیر این صنعت در کشور شده است، نرخ غیرواقعی و پایین ارزهای خارجی در بازار ایران نیز مشکلی است که موجب تشدید رکود و توسعه نیافتن توریسم در کشور شده است. دولتمردان ایران بارها در صحبت‌های خود عنوان کرده‌اند گردشگری را جایگزین شایسته‌ای برای خام‌فروشی نفت در چرخه تولید اقتصادی کشور می‌دانند، اما از طرفی رکود صنایع و خدمات صادراتی و گردشگری کشور  در قالب دلاری که در بازار توزیع می‌شود تا نرخ ارز به‌شکل دستوری پایین بماند از سیاست‌های دولت است.  اما انتظار می‌رود دولت برای تحقق وعده‌های خود و برای خروج کشور از رکود و ایجاد اشتغال بالاخره به سیاست نادرست فعلی ارزی پایان دهد و با اتکا و اعتماد به تجارب موفق بین‌المللی، از طریق آزادسازی نرخ ارز به یاری صادرات و به‌خصوص صنعت گردشگری کشور بشتابد؛ اتفاقی که در صورت وقوع، ایران را تبدیل به مقصدی ارزان‌تر برای گردشگران خارجی خواهد کرد و با استفاده از این اهرم قیمتی جهت ایجاد جذابیت، خیل عظیمی از سرمایه وارد کشور خواهد شد.